تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١

بهشتى تبريزى

ميرزا رحيم معروف به مشير الاطباء از پزشكان تبريز و از شاگردان لعلى و شخصى راستگو و متين بوده و در پيش‌رفت آموزش و پرورش و فرهنگ مجاهدت مىنمود از تأليفاتش رسالهء مدينه در دفاع از دين اسلام چاپ شده ، كتابى هم در مضرات نوشابه‌هاى الكلى و تضعيف قواى عقلى نوشته است . وى به سال 1351 هجرى قمرى در تبريز وفات يافت و در طوباييه رخ در نقاب خاك كشيد . فرزندش كمال الدّين بهشتى هم طبع شعر داشته است ، در مرگ پدرش ماده تاريخ ساخته كه بر لوح مزارش مسطور است :
هزار و سيصد و پنجاه و يك به هشت صفر * نمود روح بهشتى سوى بهشت سفر
اين اشعار ميهنى اثر ميرزا رحيم بهشتى است :
اى وطن اى مادر عزيزتر از جان * جان عزيزان همه به خاك تو قربان هركه نه حبّ تو بر دل است نه آدم * هركه نه عشق تو بر سر است نه انسان حب تو با شير اندرون شده بر تن * عشق تو با روح راه‌يافته بر جان زار و زبون آن‌چنان‌كه بينمت از چيست * خوار و ذليل از چه گشته‌يى تو بدين‌سان آه چه شد آن تهمتنان رشيدت * آه كجا رفت زال و رستم دستان فتح و جهان‌گيرى و شجاعت و غيرت * بود ز ايرانيان نشانه به دوران گر به رهت خون خويش ريزم از آن به * خون دل آرم برون ز ديدهء گريان
( داستان دوستان ، ص 108 - 109 مواد التواريخ ، ص 427 )

بيانى تبريزى

از شاعران سدهء نهم و از ستايشگران سلطان يعقوب آق‌قويونلو ( 883 - 896 ) بود از اوست :
چون كنم كز روزه سروِ من خلالى گشته است * روى چون ماه تمام او هلالى گشته است
* * *