تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
« هذا كتاب لؤلؤ العبرات . بسمله . در ستايش جناب بارى عزّ اسمه و منقبت حضرت نبوى و اشارت به مناقب حضرت مرتضوى عليه السلام .
بنازم قدرت آن خالق يكتاى بىهمتا * كه در يك كن بياورد از عدم دنيا و ما فيها
انجام :
« بوالحسن » از گردش گردون مرنج * كى ميسّر مىشود بىرنج گنج
و ديگرى يعنى نسخهء شماره 2614 نيز به خط خود شاعر و بسال 1293 ه . ق . در استانبول نوشته شده و مجدول و مذهب ، با سرلوحى زيبا و شامل نه فقره مثنوى ، و قصايد و غزليات و ترجيعات و . . . در واقع كليات بوالحسن است و آن در 240 برگ 17 - 18 سطرى و مجموعا پيرامن نه‌هزار بيت است . آغاز كليات :
هرآن سرى كه به فرق سنان نگردد تاج * چگونه او ز محبّت توان كند معراج
آغاز مثنوى اول :
بنام خداوند داناى داور * به ميناى گردنده آراى اختر به امرش كند مهر ، گردون‌نوردى * كشد نقش زرين رخ لاجوردى
انجام كليات :
به‌جز عشق حسينم كار نبود * بخوان ، از بوالحسن اين يادگار است
در كلياتش عشق به مولاى متقيان و اولاد اطهارش موج مىزند و به شعر متوسط او صفا مىبخشد . دو مطلع از قصايدش در مدح على ( ع ) :
ديد فلك يك‌دمى غنچهء خندان مرا * كرد ز دست قضا چاك گريبان مرا
* * *
سحر از مشرق هيجا ، عيان شد بيضهء بيضا * نهان شد زاغ شب‌آسا به زير شهپر عنقا
در مصائب سيد الشهداء ( ع ) :
شد بر بلا ز بارگه كبريا صلا * افراخت دست سوى لوا خسرو ولا
* * *
حسين داد به بازار كربلا قد و بالا * به عرصه‌گاه قيامت نهاد قامت و الا
( كليات ؛ فهرست كتابخانهء ملى تبريز جلد سوم ، ص 1177 )