تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
در تحفهء سامى هم از شاعرى به نام ميرزا محمد متخلص به امينى ( در حاشيه امين ، امنى ) كه از جماعت زرگران بود و خود را در شعر قرينهء خسرو و سعدى مىپنداشت ياد شده است . مسلما امينى هم محرفى از « امنى » است كه « سام ميرزا » ايام جوانى و فصل غرور و « صادقى » دورهء پيرى و بىآزارى او را ديده‌اند . در تحفهء سامى اين ابيات به نام وى آمده است :
امروز كرده غنچه‌لبى گفتگوى ما * ز آن گفتگو شكفته گل آرزوى ما
* * *
صبر از رخ او در دل صدپاره ندارم * جز دادن جان و غم او چاره ندارم
* * *
بىواسطه گرديد ز ما يار پريشان * گشتيم از اين واسطه بسيار پريشان
( تحفهء سامى ، ص 238 - مجمع الخواص ، ص 278 - دانشمندان آذربايجان ، ص 53 - 54 - الذريعة ، ج 9 ، ص 96 ، 104 ، 106 )

اميد تبريزى

حسين اميد بسال 1281 در تبريز زاده شد و تحصيلات ابتدايى و متوسطه خود را در همين شهر به پايان رسانيد و وارد خدمت آموزش و پرورش شد و سى و پنج سال با كمال صداقت به تعليم و تربيت پرداخت بموازات آن در مطبوعات : مديرى روزنامه‌هاى آذر ، آريا ، صداى آذربايجان ، كفالت و مديريت روزنامهء تبريز ، عضو هيئت تحريريهء مجلهء ادب ، عضو انجمن ادبى آذربايجان ( 1312 ) ، عضو كنگره فارسى آذربايجان ( 1304 ) ، رئيس هيئت اكتورال تبريز ( 1309 ) ، مؤسس نخستين آزمايشگاه علمى در تبريز ( 1312 - 1308 ) ، مؤلف قريب هشتاد جلد كتابهاى علمى ، ادبى ، اجتماعى ، اخلاقى ، اشعار ، داستان . نويسنده نمايشنامه‌هاى زياد ، رژيسورى هيئت اكتورال . اميد به سال 1337 شمسى بازنشسته شد و شب جمعه سى و يكم شهريورماه 1351 به رحمت ايزدى پيوست .