امير تبريزى
خواجه امير بيگ مهردار از احفاد شيخ محمد كججى و از رجال دورهء شاهطهماسب صفوى ( 930 - 984 ) بود .
صاحب تحفهء سامى مىنويسد « در اين روزگار سردفتر ارباب افضال و فهرست روزنامچهء فرخنده مآل و پروانهء درايتش به مهر جلال مختوم و از توقيعات اعمالش مآثر مرضيه مفهوم و از اقوام نزديك امير زكرياى وزير است و در زبانآورى و مجلسآرايى فى الواقع بىنظير ، مولدش از قصبهء نطنز عراق است و در خوشطبعى و سخنورى يگانه آفاق ، اين دو بيت از اوست :
اگر گويم نهال قامتت دلجوست مىرنجى * و گر گويم سر زلف تو عنبرموست مىرنجى
شكايت چون كنم از جور چشم فتنهانگيزت * كه گر گويم تو را بالاى چشم ابروست مىرنجى »
وى در علم اعداد و تكسير حروف و تسخير كواكب نيز اطلاع كامل داشت در اوايل عمر دو سال در بغداد وزير غازى خان تكلو مهردار بود و از 936 - 939 هم وقتى كه همين غازى خان لله بهرام ميرزا در هرات حكمرانى داشته در معيت وى بسر برده است و مدت مديدى هم به شركت خواجه غياث الدّين على شيرازى به وزارت شاهطهماسب سرافراز شده است . در تاريخ 957 بعد از ورود شاهطهماسب به آذربايجان ، نظر به اعمال ناشايستى كه از خواجه به ظهور رسيده بود او را زندانى كرده و آقا محمد فراهانى وزير شروان را به جاى او گماشتهاند پس از مدت مديدى آزادش كردند و مقرر داشتند كه در كرمان ساكن شود بعد از آن توليت آستان قدس رضوى و سپس وزارت تمامى خراسان به وى سپرده شد . سرانجام به علت ظلم و تعدى دوباره او را گرفتند و در قلعهء قهقهه ، و بعد از چند سال در قلعهء الموت زندانى كردند . تا به سال 983 ه . ق در زندان وفات يافت .
مرحوم تربيت به نقل از خلاصة الاشعار و احسن التواريخ و . . .
او را پسر امير ابراهيم بن امير زكريا ، و مؤلف تاريخ عالمآراى عباسى از اقوام امير زكريا دانستهاند .