آگه شويد اى دوستان ، من عاشق ديوانهام * سرگشتهء عشق بتى ، شيرينلب مستانهام
آشفته همچون موى او ، سرگشته چون ابروى او * حيران آن گيسوى او ، افسونم و افسانهام
( نغمههاى تبريز ص 25 - 27 ، ياد ياران ، ص 368 )
آغاى تبريزى
از سخنوران سدهء هشتم ه . ق . و يا قبل از آن بوده است . از اشعار وى در جنگ ف 573 ، لالا اسماعيل شمارهء 487 ر ، سدهء هشتم و در جنگ ف 601 ، نافذ پاشا شمارهء 1026 نسخ دولت شاه شيرازى مورخ رجب 741 . آمده است
از اوست :
نگار كرد به خون دلم نگار انگشت * ز خون دل بنهاديم بر نگار انگشت
( فهرست ميكروفيلمها ، ج 1 ، ص 500 ، 506 - انيس العشاق ، ص 45 )
آگهى تبريزى
از سخنوران عصر سلطان يعقوب آققويونلو ( 883 - 896 ) بود سام ميرزا مىنويسد به سوزنگرى اوقات مىگذرانيد و گاهى به شعر گفتن رغبت مىنمود از اوست :
ناله كردن بر سر آن كوى غوغا كردن است * گريه كردن پيش مردم يار رسوا كردن است
* * *
به گريه موسم گل در فراق يار گذشت * به گلرخى ننشستيم و نوبهار گذشت
( ترجمهء مجالس النفائس ، ص 302 - تحفهء سامى ، ص 317 - دانشمندان آذربايجان ، ص 13 )