از مثنوى عشق و حسن اوست :
به حسن عشق او را مىكنم ياد * كه نام دلبرى و دلدهى داد
علوّ پايهء تقديس آن ذات * كجا و كى رسى هيهات ، هيهات
در اين ره عقل حيران است و مجنون * تعالى شأنه عما يقولون
از غزليات اوست :
اندر سر هر ذره هواييست نهفته * نشنيده كس اين راز و كسى نيز نگفته
بحريست جهان موجزن از جنبش اركان * اندر صدفش پر ز گهرهاى نسفته
در سينه غم عشق چه داغى است نمايان * در دل هوس وصل چه درّيست نهفته
از رباعيات اوست :
خاريم اگرچه چمنآراى خوديم * خاكيم و غبار خاطر پاى خوديم
در وادى بىخودى شب و روز چو موج * عمريست كه مىدويم و بر جاى خوديم
( دانشمندان آذربايجان ، ص 340 - 341 )
معجز شبسترى
ميرزا على متخلص به « معجز » فرزند حاجى آقا تاجر شبسترى به سال 1252 شمسى در شبستر تولد يافت و تحصيلات ابتدايى خود را در مولدش به پايان رسانيد و به علت فوت پدرش در شانزدهسالگى به استانبول مسافرت كرد و در آنجا به مطالعه و تكميل معلومات پرداخت وى در سىسالگى دوباره به زادگاهش برگشت و بيشتر اوقات خود را به سرودن اشعار انتقادى به زبان تركى آذربايجانى و فارسى گذرانيد . معجز در اشعار خود ضمن مبارزه با خرافات ، مردم را به تحصيل كمالات ترغيب مىنمود . به سال 1312 ش . سفرى به شاهرود كرد و يك سال بعد در همانجا بدرود حيات گفت . تاريخ تولد معجز در مؤلفين مشار ( ج 4 ، ص 404 ) 1250 و فوتش 1312 شمسى قيد شده است . اشعار تركى وى به سال 1324 ش . جمعآورى و چاپ شده است .
در حدود سال 1307 شمسى اهالى شبستر به تشويق وى به فكر تأسيس مدرسه دخترانه مىافتند معجز اشعارى مىسرايد و به مقامات مربوط مىفرستد و در نتيجه به