تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
رساله‌يى نيز در قواعد معما تأليف نموده و امثال قواعد را به نام سلطان سليم قرار داده از آن رساله است :
قومى كه به راه طلبت افتادند * نقد دل و دين ز شوق وصلت دادند خود شوق تو در اهل درم يك درمى * نگذاشت ، ولى بىدرمان آزادند . « 1 »
دو حاشيه بر حواشى شرح تجريد سيد شريف و حاشيهء شرح مطالع وى نوشته و كافيه را هم شرح كرده است . در وفات سلطان سليم ( 926 ) دو ماه تاريخ در يك مصراع آورده است :
سليمى آن شهنشاهى كه دايم * ز عزش داشت اهل شرك ذلت به اندك علتى رخت از جهان بست * قضاى آسمان بود آن ، نه علت قصورى شد ممالك راز فوتش * كه دولت فوت شد از اهل ملت شود هريك از آن تاريخ فوتش * « قصور مملكت » يا « فوت دولت »
همچنين قصيده‌يى در شصت بيت ساخته كه هر مصراعى از آن مشتمل بر تاريخ جلوس سلطان سليمان « 926 » و مصراع ديگرش تاريخ فتح قلعهء رودس ( 928 ) مىباشد . ولى در مواد التواريخ ( ص 83 ) مطلع قصيده بدين شكل آمده است .
در اول جلوسى بوى سرفرازى * دوم فتح اردوس الااى « نيازى »
926 930 فوت او در اوايل سلطنت سليمان خان اتفاق افتاده و مرحوم تربيت چنين نقل قول كرده است : « كان ابن الشبسترى رحمة الله ، شابا جميل الصورة ، طويل القامة ، كريم الاخلاق ، سليم الطبع ، قوى الذهن و كان حسن الصحبة لين الجانب بعيدا عن التكلف و كان متواضعا متخشعا متحببا الى الاخوان و مات فى اوائل سلطنة سلطان سليمان خان » . چند بيت از قصيده‌ييست كه در توصيف فصل بهار سروده است :
به وصف باغ كه چون روى گل‌رخان رعناست * اگرچه غنچه دهان بسته است ، گل گوياست چنان به باغ عزيز است مقدم ياران * كه چون رسيد روان سبزه از زمين برخاست در آب صاف فتاده‌ست عكس گل گويى * كه عكس آن گل رخساره در تصور ماست
هامش
( 1 ) - براى اطلاع از شرح معما رجوع شود به مجالس النفائس ص 366 - 369 .
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 183 | عزيز دولت آبادى