از رباعيات اوست :
عمريست كه بتپرستى آيين من است * كفر سر زلف نوخطان دين من است
من گوشهء چشم نوخطان را نازم * هرجا صنميست جان شيرين من است
( بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 72 - 81 )
حسين ارموى
محمد حسين پسر على كتابخوان اهل اروميه و ساكن لكهنو بوده كتابى متضمن مصائب اهل بيت مسمى به « مجالس الاخبار » تأليف نموده است . مؤلف روز روشن مىنويسد : در وقت نگارش اين نامه ( 1295 ) ملازم سركار رئيس رامپور است و اين ابيات از مجالس الاخبار اوست :
از خون سر محاسن شه چون خضاب شد * آن لحظه از كسوف بدر آفتاب شد
برخاست شور ناله ز كرّوبيان قدس * از صدمهء فلك به زمين اضطراب شد
در خون خود طپيد تن پارهء « حسين » * صد چاك زير خاك تن بو تراب شد
در ماتمش گريست جهان آنچنان كزو * در چار موج اشك فلك چون حباب شد
( روز روشن ، ص 177 )
خطيبى ارموى
حسين بن حسن خطيبى ارموى از خطبا و سخنوران سدهء پنجم هجرى قمرى اروميه است به عربى شعر مىسرود به سال 462 هجرى قمرى قصيدهء مطول منسجمى به زبان عربى ساخت و به نظام الملك وزير كه در آن موقع در اشنويه اقامت داشت فرستاد .
( بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 88 )