پير روشنضمير خوشاخلاق * راثى عترت رسول امم
حاجى ناجى آنكه بود « شريف » * نام او و تخلصش « پرغم »
چون به عزم جوار رحمت حق * بست بار رحيل از اين عالم
بهر تاريخ او به گوش « محيط » * هاتفى گفت : ( حيف از پرغم )
1348 ق .
( مواد التواريخ ، ص 192 )
پريشان
ميرزا حسينعلى متخلص به « پريشان » از شعراى نيمهء اول سدهء چهاردهم هجرى قمرى اروميه است . در خدمت حبيب اللّه خان بيگلربيگى بوده اين ماده تاريخ را در تاريخ تولّد شمس الدّين پسر بيگلربيگى گفته است :
( ديدهء ال حبيب از شمس دين پرنور شد )
1310
گويا اجدادش به علت نامعلومى از بوشهر به اروميه كوچ كردهاند .
از اوست :
در اين بازار پرغوغاى ليلى * زيان بردم بس از سوداى ليلى
حكيم عقل مانند « پريشان » * شده ديوانه در صحراى ليلى
« پريشان » شعر تركى نيز سروده است .
( مواد التواريخ ، ص 22 - بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 43 - 49 )
پير قلى افشار
از اقوام يوسف بيگ استاجلوى افشار ارومى است در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيسته و مدتى للهء سلطان حسين ميرزا بوده ، از اوست :