خوشطبع بالى افشار
از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى و از طايفهء تكلو افشار ارومى است . صاحب « مجمع الخواص » او را جوانى خوشطبع و سپاهىمنش و رفيقى شفيق و دستودلباز معرفى كرده و اين رباعى را به او نسبت داده است :
مىآمد و چهره از عرق تر كرده * چوگان به كف و اسب طرب بركرده
وان در خم زلفهاى گردآلودش * دلهاى شكسته خاكبرسر كرده
( مجمع الخواص ، ص 124 ، بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 105 )
دردى افشار
از شعراى قرن دهم هجرى قمرى است . صادقى افشار دربارهء وى مىنويسد : از نو خاستگان است و هنوز صفائى دارد . طبعش هم خوبست و اين مطلع از اوست :
توئى و قوت يك نالهء دگر « دردى » * نعوذ باللّه اگر در دلش اثر نكند
اسحاق بيگ عذرى بيگدلى برادر كهتر لطفعلى بيگ آذر ( مؤلف آتشكده ) در منتخبات خود علاوه بر مطلع مذكور دو بيت زير را نيز از او نقل كرده است :
نيستم راضى كه گويد غير پيغام تو را * بىادب ترسم كه آرد بر زبان نام تو را
* * *
يك قطره خون و صد غمِ محنت دل من است * يكديده و هزار بلا حاصل من است
( مجمع الخواص ، ص 128 - آتشكدهء آذر ص 58 - شمع انجمن ، ص 150 - دانشمندان آذربايجان ، ص 146 )
رشيد افشار
عبد الرشيد فرزند ميرزا محمد شفيع محمودلوى افشار در سدهء سيزدهم ه . ق . مىزيست و گاهى به تركى و فارسى شعر مىگفت « تاريخ افشار » از تأليفات اوست كه سال 1283 به