تأليف آن آغاز كرده و سال 1286 به پايان رسانيده است و نسخهء خطى آن در تصرف مؤلفان « بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى » بوده است .
نمونهيى از اشعار اوست :
دلى يا دلبرى يا عين دلدارى نمىدانم * ز جان وارستهيى يا خويشتندارى نمىدانم
« رشيدا » نكتهء وحدت ز نظمت آشكارا شد * جناب مولوى يا شيخ عطارى نمىدانم !
ميرزا محمد شفيع پدر صاحب ترجمه نيز طبع موزون داشته و به سال 1283 ه . ق . در گذشته است .
( بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 202 - ص 210 ، ص 341 )
رهى جهانگيرى
حسين جهانگيرى فرزند حبيب اللّه خان بيگلربيگى به سال 1285 ق . در اروميه زاده شد ، در محضر ميرزا محمد صادق « صاحب نسق قمى » به تكميل معلومات پرداخت . به سال 1336 قمرى به رياست بلديهء اروميه منصوب شد . طبع موزونى داشت ، گاهى « پروين » و گاهى « جهانگيرى » و در اواخر عمر « رهى » تخلص مىكرد ، از اوست :
كرشمهيى كه دو چشمت به گاه غمزه نمود * به بىقرارى دلهاى ناتوان افزود
به درد عشق مداوا بهجز مدارا نيست * به هر طبيب كه رفتم « رهى » چنين فرمود
( بزرگان و سخنسرايان آذربايجان غربى ، ص 88 - 91 )
سالك ارموى
حاجى ميرزا ابو الحسن متخلص به « سالك » در اوايل سدهء چهاردهم قمرى در حال حيات بوده است . طبع موزون داشته ، در مدح شاعر معاصر و مصاحبش عندليب گفته است :
آفرين اى عندليب گلشن جانآفرين * آفرين اى بلبل گلزار جانان آفرين
اين ماده تاريخ در فوت حجة الاسلام ميرزا محمد حسين شيرازى از اوست :
يگانه گوهر بحر علوم آنكه بكرد * به شرع بس خدمات عظيم و سعى بليغ