انجام : از حسن همان وجه حسن گويم و گريم
نسخهء خطى ديگرى به قطع 21 * 13 شامل مثنوى و ترجيعات و قصايد و غزليات و رباعيات و مفردات در كتابخانهء مرحوم حاجى محمد آقا نخجوانى بهشمارهء 2783 هست كه به تاريخ 1248 يعنى 14 سال پس از فوت شاعر توسط على بن ميرزا محمد زمان خويى به خط نستعليق نسبة خوب استنساخ شده است . ( فهرست كتابخانهء ملى تبريز ، ج 2 ، ص 575 )
از اوست :
نه سروى قدِّ دلجوى تو دارد * گلى نه روى نيكوى تو دارد
نباشد جفتِ ابرويت مه نو * كجا او طاق ابروى تو دارد
به گيسوى تو سنبل گرچه ماند * ولى كى تاب گيسوى تو دارد
دهانت را گرفتم غنچه گويم * كجا لعل سخنگوى تو دارد
به كويت در صفا كى كعبه گويم * صفاهاى دگر كوى تو دارد
ز شهلايت كجا نرگس زند لاف * مگر او چشم جادوى تو دارد
نموده هركسى رو سوى جايى * ولى " سرشار " رو سوى تو دارد
* * *
ساقيا فصل بهار آمد و منشين برخيز * بادهء سال كهن بر قدح تازه ، بريز
با قد نى شكرى با لب شيرينسخنى * در چمن جلوهكنان بادهكشان شورانگيز
تيز شد آتش دل از رخ گلنار وشى * بزن آبى ز مى ناب به آن آتش تيز
دستم آويخته از گردن ميناى تو باد * كه من بىسروپا را نبود دستآويز
زاهدا دادهام امسال به رهن مى ناب * خرقه و جامهء سالوس و ريا و پرهيز
جام مينا و سبو كى به تو سرشار رسد * عيش خود تلخ مكن خيز به خمخانه گريز
* * *
به عارض تا كه دارى خطّ و خالى * نخواهى شد ز دام و دانه خالى
تو را يكدفعه در هر سال بينم * نديدم ماه را كآيد به سالى
سرشكم جاى نعل مركبت جست * به سايل بس بود صفّ نعالى
اگر در عاشقى من بىنظيرم * به معشوقى تو خود هم بىمثالى