چراغى از رخت در رهگذار زلف نه كامشب * در اين ظلمت ، پريشان روزگارى خانه مىسازد
* * *
عارف سخن از پير نهان نتواند * و اصل صفت وصل بيان نتواند
چون قطرهء پيوسته به دريا گم شد * گمگشته ز گمكرده نشان نتواند
* * *
در مستى و خوابم نشود عشق فراموش * آسودگى افتاده به بىهوشيى ديگر
( دانشمندان آذربايجان ، ص 328 - 329 )
محنتى اردبيلى
از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى است . از اوست :
آه گرم از دل دمادم مىكشم * آه اگر در خانه افتد آتشم
تخلص اين شاعر در تحفهء سامى ، تصحيح همايون فرخ ، ص 266 « محسنى » و در ص 386 به نقل از نسخهء معينا و وحيد « محنتى » قيد شده است .
( تحفهء سامى ، ص 386 - دانشمندان آذربايجان ، ص 334 )
محوى اردبيلى
عبد العلى محوى در اردبيل متولد شد و در شيراز نشو و نما يافت و پس از سير و سياحت در شيراز و اصفهان به سال 1020 ه . ق به هندوستان رفت و مدتى در نزد رستم ميرزاى صفوى حاكم تته بسر برد مؤلف تذكرهء ميخانه مىنويسد كه « در آخر سنهء اربع عشرين و الف ( 1024 ) همراه مخدوم خود به اجمير آمد و با او ملاقات واقع شد جوانى بود در كمال خوشخلقى و شكفتگى و سال عمرش به بيست و هفت رسيده و اين بيت را تازه گفته بود و خيلى از آن حظ داشت :
رهى در پيش دارم كآخر عمر است انجامش * به هرجا مرگم آسايش دهد منزل كنم نامش