تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣
از خود شيخ صفى مىباشد » . استاد زنده‌ياد اديب طوسى در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ( سال 7 شماره 4 ) با توجه به مفاهيم دوبيتىها شرحهاى مربوط را تلخيص و بدين‌ترتيب آنها را معنى كرده است . اينك دوبيتيها و شرح و معنى آنها ذيلا نقل مىشود . در باب كسر نفس و فروتنى مىفرمايد : * * *
صفيم صافيم گنجان نمايم * به دل درده ژرم تن بىدوايم كس به هستى نبرده ره به اويان * از به نيستى چو ياران خاك پايم
شرح : يعنى صفيم كه صاف‌دلم و دليل و راه نمايندهء طالبانم به گنجهاى اسرار حق ، با وجود آن‌همه به دل دردمند بيچاره‌ام زيراكه هيچ‌كس به عجب و پندار راه به عالم وحدت نبرده و من از بىتعينى و فروتنى خاك پاى درويشانم . معنى : صفى صافيم كه گنجها « ى حقيقت » را مىنمايانم . به دل دردمند و به تن بىدوايم . كسى از هستى : ( خودبينى ) ره به خدا نبرده من از نيستى : ( فروتنى ) خاك پاى مردانم * * *
تبه « 1 » درده ژران از بو جينم درد * رنده پاشان برم چون خاك ، چون گرد مرگ ژيريم به ميان دردمندان بور « 2 » * ره به اويان به همراهى شرم برد
شرح : از غايت محبت و احسان در باب دلجويى دردمندان مىفرمايد : بگذار تا درد همه دردمندان بر جان حزين من باشد و خاك پاى قدمهاى ايشان باشم و حيات و ممات من در ميان دردمندان باشد كه ايشان همراه من و رفيقان من‌اند در معرفت حقايق عالم توحيد . معنى : بگذار تا درد دردمندان را به جان خرم و غبار پايشان باشم
هامش
( 1 ) - گويا « بنه » است . ( 2 ) - از وزن پيداست كه اين مصراع درست نيست و كلمه‌يى اضافه دارد .