از خود شيخ صفى مىباشد » .
استاد زندهياد اديب طوسى در نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ( سال 7 شماره 4 ) با توجه به مفاهيم دوبيتىها شرحهاى مربوط را تلخيص و بدينترتيب آنها را معنى كرده است .
اينك دوبيتيها و شرح و معنى آنها ذيلا نقل مىشود . در باب كسر نفس و فروتنى مىفرمايد :
* * *
صفيم صافيم گنجان نمايم * به دل درده ژرم تن بىدوايم
كس به هستى نبرده ره به اويان * از به نيستى چو ياران خاك پايم
شرح : يعنى صفيم كه صافدلم و دليل و راه نمايندهء طالبانم به گنجهاى اسرار حق ، با وجود آنهمه به دل دردمند بيچارهام زيراكه هيچكس به عجب و پندار راه به عالم وحدت نبرده و من از بىتعينى و فروتنى خاك پاى درويشانم .
معنى : صفى صافيم كه گنجها « ى حقيقت » را مىنمايانم .
به دل دردمند و به تن بىدوايم .
كسى از هستى : ( خودبينى ) ره به خدا نبرده
من از نيستى : ( فروتنى ) خاك پاى مردانم
* * *
تبه « 1 » درده ژران از بو جينم درد * رنده پاشان برم چون خاك ، چون گرد
مرگ ژيريم به ميان دردمندان بور « 2 » * ره به اويان به همراهى شرم برد
شرح : از غايت محبت و احسان در باب دلجويى دردمندان مىفرمايد :
بگذار تا درد همه دردمندان بر جان حزين من باشد و خاك پاى قدمهاى ايشان باشم و حيات و ممات من در ميان دردمندان باشد كه ايشان همراه من و رفيقان مناند در معرفت حقايق عالم توحيد .
معنى : بگذار تا درد دردمندان را به جان خرم
و غبار پايشان باشم
هامش
( 1 ) - گويا « بنه » است .
( 2 ) - از وزن پيداست كه اين مصراع درست نيست و كلمهيى اضافه دارد .