اعتقاد بوده است ، بنابراين دعاء به « اعلى اللّه شأنه » دليل بر زنده بودن او نمىشود »
مجلد دوم اين كتاب بسال 1903 م باهتمام پروفسور ادوارد براون و مجلّد اول آن در 1906 باهتمام علامهء فقيد مرحوم محمد قزوينى در ليدن بطبع رسيد ، و هر دو مجلد باهتمام استاد سعيد نفيسى و بسرمايهء كتابفروشى ابن سينا در اسفند 1325 ش ، در يك مجلّد بچاپ دوم رسيد .
مصحّحان بر هر دو چاپ حواشى و تعليقاتى افزودهاند كه بسيار مفيد و ممتع است ، ولى هنوز چنان كه بايد و شايد حق اين كتاب عزيز ادا نشده است .
بالضروره مقدار زيادى از اغلاط و سقطات لباب الالباب از روى تذكرهء عرفات تصحيح خواهد شد ، چه تقى الدّين اوحدى مندرجات آن را به عين عبارت نقل كرده است .
بعضى از موارد كه به نظر بنده رسيده و يا در عرفات ديده و يادداشت كردهام ذيلا ذكر مىكنم ، و در اين يادداشتها شمارهء صفحه از چاپ دوم لباب خواهد بود .
ترجمهء كمال الدّين كوته پاى و قصيدهء ناتمام و مغلوط او در مدح فخر الملك مؤيد الدوله ابو بكر عمر ترمذى كه در مجمع الفصحا ( ج 1 ص 54 ) آمده است ، از تذكرهء عرفات گرفته شده ، و مؤلف عرفات از لباب الالباب نقل كرده ، و عوفى آن را از ديوان مدايح فخر الملك بدست آورده بوده ، چنان كه در ترجمهء فخر الملك مزبور ( ص 99 - 100 ) گويد : « و او را ديوان مدايح است كه اكثر اين افاضل كه اسامى ايشان درين مجموعه مذكورست در مدح او از رگ انديشه خون چكانيدهاند » و در نسخهء چاپى نيست ، مانند ابيات ذيل كه بتصريح مؤلف عرفات از لباب الالباب نقل شده است :
از ابو شكور بلخى
بپيچم من بر آن سيمين صنوبر * بسان مو كه برپيچد بگلبن
* * *