يتيم شدن مانع شد ، و چون در محل بنا بعقيدهء مردم آن زمان دانشى افزونتر موجب لغزش در دين مىشد ، بجاى پدر بحجرهء تجارت نشستم ، هنوز پا بسيزدهمين مرحلهء عمر ننهاده بودم كه عشق باشعار حافظ و باباطاهر كه اين عشق را از پدرم به ارث برده بودم ، مرا بدنياى شعر و شاعرى سوق داد ، و چون احساس بسى نقص در خود مىكردم ، در نهان و آشكار بفرا گرفتن آنچه شاعران را به كار آيد پرداختم . و در كسب رموز شعر و ادب هرچه توانستم از محضر استادانى كه افتخار خدمتشان نصيبم مىشد ، فايده برده و به قدر استعداد و زمان خود را مجهّز ساختم . غائلهء جنگ اول و اشغال قسمتهايى از خراسان و ايران كه طبايع حساس را بفغان آورده خاصه جوانان را انگيزهء كارها و خدماتى در راه وطن مىشد ، مرا از دنياى بىخبرى بازرگانى بعرصهء پرمرارت سياست افكند .
در هجدهسالگى ( 1298 ) از تربت به مشهد آمدم و به خدمت قلم و روزنامهنگارى مشغول شدم ، سردبيرى و خدمات مديرى روزنامههاى مهر منير - شرق ايران - فكر آزاد - خورشيد ، محرّك قبول مسئوليت اين خدمت فرهنگى و اجتماعى گشته ، از شهريور 1304 به مسئوليت خويش روزنامهء آزادى را تأسيس و آن مشغله را كه سببى از اسباب نشر عقايد و افكار و قدرتى براى خدمت به وطن و هموطنان است تاكنون ادامه دادهام .
و اما تأليفات بنده :
1 - رسالهيى شامل 30 مقالهء اجتماعى و ادبى در 128 صفحه ، چاپ 1320 ،
2 - ديوان ، شامل پنج هزار بيت كه در 1332 در مشهد چاپ شد .
3 - تذكرهء شعراى خراسان ( گلشن ادب ) كه شايد با تمام فشردگى كه ازهرجهت به كار بردهام ، پنج شش جلد ششصد صفحهيى بشود .
4 - كتابى بنام هزار داستان كه شرح حال و وقايع مهم زندگانى قريب هزار تن شاهان ، خلفا ، امرا ، وزرا ، و رجال ديگر ايران و جهان نوشته و در كار تنظيم آن مىباشم .