يكى از افسران نوشت بشاه * كاى همه خلق را تو پشت و پناه
پسر تست در معارك جنگ * در صفوف نخست پيشاهنگ
نشود گر معجّلا احضار * حفظ جانش بود بسى دشوار
شه نوشت اينچنين بدان افسر * كه مرا هشتصد هزار پسر
اندر آن رزمگاه گرم وغاست * نظرت بر كداميك ز آنهاست ؟
مرد و نامرد
نه مردست آنكه مسكينى ز دستش * بنالد چون غزال از چنگ يوزى
بزرگان مرد خوانند آن كسى را * كه دلجويى كند از تيرهروزى
دشمنى دوست
بخدايى كه اين سپهر بلند * كمترين مظهر بزرگى اوست
در همه دور زندگى با من * دشمنى كس نكرد الّا دوست
گلشن ادب تأليف على اكبر گلشن آزادى تربتى متخلص به گلشن شاعر و نويسندهء معاصر
تذكرهء شعراى قديم و جديد خراسان است به ترتيب الفبا كه از بهمنماه سال 1335 در دست تأليف قرار گرفته و تا اكنون برحسب اظهار مؤلف محترم تعداد صاحبان تراجم بهزار و پانصد نفر بالغ گرديده و هنوز كامل نيست .
آغاز : « نيايش بىآلايش پيشگاه خداوند بىهمتايى را سزاست كه نيك و بد ، سعادت و شقاوت ، فقر و غنا ، و بفرجام هستى و نيستى كاينات در دست قدرت و بسته بمشيّت اوست » .
منابع اين تأليف بهطورىكه مؤلف نوشتهاند ، تذكرههاى چاپى و خطى و كتب