5 - كتابى بنام شهرى كه به خون امرا ساخته شد .
6 - كتابى بنام در تهران چه ديدم و چه شنيدم ( كه اينها غالبا در روزنامهء آزادى هم متدرجا چاپ شده ، و هرگاه توفيقى براى درنويس و تنظيم و چاپ آنها دست دهد ، سرگرمى و عبرت خوانندگان را خدمتى خواهد بود .
7 - نظم قسمتى از دستور زبان فارسى كه امر معلمان و متعلمان را سهل مىكرد ، ليكن گم شدن مقدار زيادى از آن در سفر تبريز موجب ناتمام ماندن اين كار شد .
8 - مثنوى شاهان وارونبخت بر وزن مخزن الاسرار نظامى با مطلع :
اى كرمت تاج سر افتخار * نور اميد دل اميدوار
كه سيصد بيت آن جزو ديوان چاپ و چون قسمت بيشتر آن گم شد ، ديگر مجالى و حالى براى تجديد نظم و تعقيب آن نماند .
9 - مثنوى ديگر به وزن هفت پيكر حكيم نظامى با اين مطلع :
صد هزاران درود و شكر و سجود * زى مهين پيشگاه ربّ ودود
آغاز شده است كه هنوز بجايى نرسيده كه در خور گفتن و نوشتن باشد .
ازوست :
اگرچه انده دل جز بيار نتوان گفت * هزار حيف يكى از هزار نتوان گفت
به غير يار كسى نيست غمگسار و دريغ * ز بخت بد كه غم خود بيار نتوان گفت
هزار خون بدل از روزگار دارم ليك * يكى بمردم اين روزگار نتوان گفت
به آنكه روز و شبش پرفروغ مهر و مهست * بلاى محنت شبهاى تار نتوان گفت