هدايت در ترجمهء او گويد :
« مونس مازندرانى - نام شريفش ميرزا محمد رضا و در شهر بال فروشش سرا ، و از نجباى آن ولايت ، چندى در دفتر حاكم آن ديار منشى بود و بههرحال به طرز فصحا آشنا و اين چند بيتش گواهى است :
ز سيمين ژاله شد گلزار همچون صفحهء گردون * ز رنگين لاله شد كهسار همچون وادى ايمن
سمن را رشته رشته لؤلؤ لالاست بر ساعد * چمن را توده توده عنبر ساراست در دامن
صبا در گلستان عود قمارى سوخت در مجمر * هوا در بوستان مشك تتارى سود در هاون
زهى با عون تدبير تو آسان فتح روييندز * خهى از بيم شمشير تو لرزان جسم رويينتن »
« مجمع الفصحا ، ج 2 ص 473 »
گلزار اعظم تأليف محمد غوث خان بهادر جنگ متخلص به اعظم در 1269 ه . ق
مشتمل بر تراجم مفصل صد و چهل و يك نفر از شعراى كرناتك به ترتيب حروف الفبا از آگاه ( عليرضا خان بهادر ) تا ياد ( مولوى خواجه حميد الدّين ) و نام آن مادهء تاريخ تأليف نيز هست .
خان اعظم صاحب تذكرهء صبح وطن است كه ذكرش گذشت ، و در سبب تأليف اين تذكره در ديباچهء كتاب خود چنين مىنويسد :
« در سال يكهزار و دو صد و پنجاه و هفت هجرى نبوى بتحرير تذكرهء شعراى الكاى كرناتك بالتزام تسطير غزليات هريكى بى انتخاب پرداخته بودم ، و شام غربت