صاحب اشتباه نشود ، براى شعر فارسى او شفيق را انتخاب كرد ، و اين اعطاى تخلص در هجدهسالگى وى بسال 1176 بوده است ، چنان كه خود گفته :
چون حضرت فيضبخش آزاد * كردند مرا تخلّص انعام
گفتم تاريخ اين عنايت * « امداد شفيق شد مرا نام »
1176 « 1 »
و همو آثار شفيق را بدين شرح معرفى كرده است : ديوان فارسى ، ديوان اردو ، مآثر آصفى ، مآثر حيدرى ، تذكرهء گل رعنا ، تذكرهء شام غريبان ، بساط الغنائم ، مرآة الهند ، نخلستان ، تذكرهء كروبابانانك ، چمنستان شعرا .
در سالنامهء 1964 نگار پاكستان ( ص 22 ) در فقرهء هفتم تذكرههاى اردو از گل رعناى ديگرى نام برده شده كه مؤلف آن مولوى عبد الحى است .
و نيز همزمان وى لچهمى نراين ديگرى بوده است كه كتابى بنام اكبرنامه دارد در تاريخ سلاطين گوركانى از آغاز عهد امير تيمور ( 770 ه ) تا دوران محمد اكبر شاه ثانى ( 1221 - 1253 ه ) و شمهيى از احوال فرزندش محمد سليم بهادر شاه ثانى ( 1253 - 1275 ه ) و تا وقايع سال 1251 هجرى را شامل است .
نسخهيى از اكبرنامه در كتابخانهء آستان قدس رضوى بشمارهء ( 108 ) موجودست .
از اشعار شفيق است :
گرچه اى دوست نديدم چمن روى ترا * دايم از باد صبا مىشنوم بوى ترا
هركه آنجا برود باز نگردد هرگز * هست خاصيت گلزار ارم كوى ترا
هامش
( 1 ) - آقاى دكتر نقوى تاريخ تغيير تخلص را 1186 نوشته است ، ر ك : تذكرهنويسى فارسى در هند و پاكستان . ص 440 .