تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
است . اصلش از لاهور ، جدّ او بهوانى داس همراه عسكر عالمگيرى ( - اورنگ زيب 1069 - 1118 ه ) وارد دكن گشته ، در اورنگ‌آباد سكونت گزيد ، و بشغل نوكرى بعزت و اعتبار بسر برد ، و بوقت موعود درگذشت ، در حين وفاتش منسارام پدر شفيق ده‌ساله بود . بعد رسيدن بسن شعور و بهم‌رسانى لياقت نمايان ، در عهد نواب آصف‌جاه به پيشكارى صدارت شش صوبهء دكن مأمور گشت ، و قريب چهل سال خدمت مذكوره را به خوبى سرانجام داد ، پس ترنواب صمصام الدوله بهادر اورنگ‌آبادى نظر بفرط قابليت و سفارش مير آزاد بلگرامى او را بمنصبى نواخت ، و پيشكارى بخشى الممالك دكن به خدمت سابقه اضافه ساخت . بالجمله شفيق در سنهء 1158 ثمان و خمسين و مائة و الف در اورنگ‌آباد قباى هستى در بر كشيد ، و بعد فوز بسن تميز ، بفيض صحبت و يمن تربيت مير ممدوح ( مير غلامعلى آزاد بلگرامى ) استعداد شايسته و لياقت بايسته بهم‌رسانيده در سلك ملازمين عالىجاه خلف ارشد نواب نظام عليخان بهادر منتظم گرديد ، و در نظم‌پردازى طبع موزون و فكر رسا داشت . از تأليفاتش دو تذكره بملاحظه درآمد ، يكى موسوم به گل رعنا كه متضمن بر اشعار شعراى هند است ، و ديگرى مسمّى به شام غريبان كه غالبا محتوى بكلام فصحاى اهل ولايت است كه وارد هند گشته‌اند ، آخر كار اوايل مائة ثالث عشر رخت حياتش بآتشكدهء فنا سوخت . . . » « 1 » « نتايج الافكار ، ص 399 » عبد الجبّار ملكاپورى در تذكرهء محبوب الزّمن ( ج 1 ص 580 ) آورده است كه لچهمى نراين در اوايل عهد شاعرى صاحب تخلص مىكرد ، و آزاد بلگرامى به منظور آنكه تخلص وى در شعر فارسى و اردو يكى نباشد و اشعارش بامير محمد مسيح
هامش
( 1 ) - آقاى دكتر نقوى در كتاب خود ( ص 440 ) نوشته است كه اين تاريخ صحيح نيست ، چه وى بساط الغنائم را در سال 1214 تأليف كرده است ، و افزوده است كه : « در روى جلد گل رعنا « فصل دوم » چاپ حيدرآباد دكن عبارت زير آمده است : « تأليف شفيق متوفى 1223 ه » ولى مأخذ اين اطلاع معلوم نيست .