اى به صد چشم رخت كرده تماشا نرگس * سرمه از خاك درت كرده تمنا نرگس
چشم تا بر قد و بالاى تو انداخته است * فيضها مىبرد از عالم بالا نرگس
بر زمين دوخته چشم و سرش افكنده بپيش * گشته شرمنده از آن نرگس شهلا نرگس
* * * 3 رديف بنفشه
تا تيز كند آتش گلزار بنفشه * گوگرد صفت گشته بديدار بنفشه
در وصف خطت اين غزل تر چو صبا خواند * پيچيد به خود بر صفت مار بنفشه
* * *
اى گل ز خط سبز تو شد خار بنفشه * روز خود از آن ديده شب تار بنفشه
خود را بسر زلف تو تا ديده مشابه * دارد ز رياحين جنان عار بنفشه
4 از رديف اين قصيده غنچه يكسر گل كند :
يافت تخت چمن از بخت همايون غنچه * تا جور نيز شد از طالع ميمون غنچه