پرش به محتوای اصلی

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحه 298

پدیدآورندگان:

ص۲۹۸
نه چشمى كه روى هدايت ببيند * نه عقلى كه راه هدايت نمايد نه مردى كه با هيچ دردى بسازد * نه جهدى كه با هيچ عهدى بپايد نه نجمى كه سعدى بود زو توقع * نه نحسى كه كارى ازو برگشايد چو مفهوم شد مرد را اين معانى * سزد گر بكوى قناعت گرايد نگويد ، نجويد ، نبيند ، نبويد * نخواهد ، نرنجد ، نگايد ، نزايد
* * * و در هجاء مجد الملك قمى :
مىبتازد ببخل مجد الملك * چون بگاورس گرسنه قمرى گر همه قمّيان چنو باشند * قم رفيقا و بر همه قم رى
و در فرهنگها بيك مصراع و دو بيت ذيل او تمثّل كرده‌اند :
تا كى روم از پويهء تو رسته برسته
و اين مصراع را گاهى نيز به ابو طاهر خسروانى منسوب داشته‌اند .
يك رخ تو ماه و آن دگر رخ زهره * زهره بعقرب نشسته ، ماه بخرچنگ