در نيكى و در بدى نيم همسر تو * بىخار نيم و ليك با نيش نيم
گفتى كه چرا دوانى و بازپسى * زان بازپسم كه چون تو در پيش نيم
ر ك : لغتنامه ، ذيل ابو طاهر خاتونى
اينكه در لغتنامه نوشتهاند كه عماد كاتب در تاريخ سلاجقه دو بيت ذيل را به دو منسوب داشته : « سگ درين روزگار . . . الخ » در تاريخ مزبور اين شعر مذكور نيست ، ولى تعريب آن از عماد كاتب بشرح ذيل مسطور است :
لمرتبة الكلب فى عصرنا * على رتبة نحن فيها شرف
و ما عاد ذو قلم مفلحا * فان الفلاح لطبل و دف
و هم در لغتنامه آمده است كه عماد كاتب قطعهيى از خاتونى تعريب كرده :
« و كم بيدق فى خدمة الشاه ساعة . . . الخ » . اين نيز صحيح نيست ، بلكه وى در كتاب مزبور چهار قطعه از خاتونى تعريب كرده و قطعهء پنجم را مىگويد كه نتوانستم تعريب كنم .
ر ك : تاريخ سلاجقه ، طبع هلند ، ص 105 - 108 »
استاد فقيد عباس اقبال آشتيانى در مجلهء يادگار ( ج 4 ش 5 ص 7 - 18 ) ترجمهء ابو طاهر خاتونى را بتفصيل درج كرده و از آنجا كه قطعهء : « سگ درين روزگار بىفرجام » در لباب الالباب ( ج 1 ص 77 - 78 ) بنام معين الملك ( يا معين الدّين ) حسين بن على الاصّم الكاتب ثبت شده و قرائن ديگر ، وى را با ابو طاهر خاتونى يكى دانسته و در صحت انتساب مناقب الشعراء بوى چون متكى بقول دولتشاه است ترديد كرده است .
استاد فروزانفر در ترجمهء ابو طاهر خاتونى نگاشتهاند : « از آثار او يكى مناقب - الشعراء بوده كه دولتشاه يك جا از آن نام برده ، و در كشف الظنون هم نام آن آمده و