جهنمى بتر از دوزخ جدايى نيست * عقوبتى بتر از رنج بينوايى نيست
هزارساله عذاب جميع دوزخيان * برابر نفسى محنت جدايى نيست
* * *
بذوق يك نگه صد بار مردم * محبت بيش ازين امكان ندارد
* * *
نگردم آشناى غم ، دل بىدرد را مانم * دم گرمى ز عشقم نيست ، آه سرد را مانم
بقلب غم زنم گاهى و گه رو در گريز آرم * بميدان محبت حملهء نامرد را مانم
* * *
من كه چون عنقا دو كونم زير بال همتست * همچو مرغ خانگى گرد سرا تا كى پرم
* * *
اى قاصد اين تبسم پيش از كلام تو * از التفات يار خبر مىدهد مرا
* * *
بر سر كوى تو ازبس بار خاطرها شديم * عالمى را رفتن ما كرد منتدار ما
* * *
از آن عاشق كه ماند زنده در هجران بود بهتر * زن هندو كه خود را در وفا مردانه مىسوزد
* * *