افسرده مكن ز تاب رشكم * وا سوختنم شكون ندارد
* * *
سرم بسجدهء هر در فرو نمىآيد * بكائنات مرا سر فرو نمىآيد
شهيد مست غرورى شدم كه روز جزا * سرش بداور محشر فرو نمىآيد
* * *
اى حاصل عمرم آرزومندى تو * آزاد مباد تا ابد بندى تو
گر ما روش بندگى از كف داديم * آخر بكجا رفت خداوندى تو
« عرفات . برگ 167 - 173 »
( از مجموع 488 بيت انتخاب شد )
نمونهيى از تراجم عصرى عرفات
كه مناسبتى با احوال مؤلف نيز دارد :
طرحى شيرازى « طراح مجلس بىنيازى ، مير محمود طرحى شيرازى ، سيدى بود خوشطبيعت ، نيكوذات ، پاكيزه نهاد ، درست فهم ، در شيراز دكان طراحى داشت ، و وى را وجه معيشت از همان بهم رسيدى ، و آن دكان هميشه مجمع شعرا و منزل ظرفا ، محضر فضلا و فصحا بودى ، و مطرح اشعار شدى ، چه اكثر ياران مقرر مشتهر همهروزه آنجا مجتمع شدندى ، و صحبت داشتندى ، چون مولانا غيرتى و مولانا عرفى و مولانا عارف لاهيجى و رضاى كاشى و قيدى و قدرى شيرازى و غيرهم ، و اكثر اوقات ديوان فغانى را در ميان داشته تتبع نمودندى .