تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ما هر دو بهم يكيم در عالم انس * گه در غلط افتم كه توئى يا خود من « 1 »
از امراى عصر بدربار رستم سكندر خان بن جانى بيگ ( 968 - 991 ه ) و محشور بود ، و هم‌ركاب ايشان . گاهى او را در كش و شهرهاى ماوراءالنهر و گاهى در ارگ بلخ و غيره مىيابيم ، و حتى در بلخ منزل و مسكنى نيز داشت « 2 » . در تذكره‌ها راجع به نثارى و حيات وى تفصيلى موجود نيست . ولى تذكره - نگار معاصرش محمد عارف بقائى شرح مغتنمى را ازو نگاشته كه عينا آورده مىشود : « مفخر السادات حسن خواجه : در پاكى طينت اين ذات خجسته صفات عالىدرجات صاحب كمالات ، هيچ‌كس را مجال چون و چرا نيست ، و نسب عالى شريفش از جانب پدر به حضرت سيد آقا رحمة اللّه عليه مىپيوندد ، و از جانب مادر به حضرت خواجه بزرگ خواجه بهاء الدّين نقشبند « 3 » قدس سره مىرسد . از طرفين عالىنسب و بزرگ‌زاده است . مدت عمر خود در تحصيل كمالات ظاهرى و باطنى صرف كرده ، در رياضات و مجاهدات گذرانيده است . سلاطين وقت و حكام و اكابر و اشراف زمان را با وى سر نيازمندى بسيار بود و بجميع اوصاف آراسته . با وجود آن‌همه علو مرتبهء فضائل و كمالات ، خاطر به گفتن شعر رنجه مىفرمود . تخلص شريفش نثارى است ، شش و هشت در هشت و چهار در چهار « 4 » خواجه عبد اللّه بخارى را تتبع كرده جواب نوشته كه فضلاى عهد تحسين كرده پسنديده‌اند . اكثر كتب متداوله را گذرانيده ، در تاريخ ماهر وقت خود بود ، و در جزئيات قرينه نداشت . در جميع اصناف شعر سخنورى
هامش
( 1 ) - مذكر ، ص 248 ذكر شرف الدّين حسين . ( 2 ) - از موارد مختلف مذكر . ( 3 ) - محمد بن محمد بخارى مشهور به نقشبند شاگرد امير سيد كلال و مؤسس طريقت نقشبندى ، متوفى دوشنبه 3 ربيع الاول 791 ه ( ر ك : نفحات الانس جامى ص 84 ببعد ) . ( 4 ) - يكى از صنايع شعرى رايج عصر نثارى بود در ماوراءالنهر .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 225 | أحمد گلچين معانى