2 - نسخهء اكادمى علوم شرقى لنينگراد ، كه آقاى بولديريو در مجلهء موزهء آرميتاژ جلد 3 ص 291 در سال 1940 م شرحى بر آن نوشته است .
3 - نسخهء كتب خانهء نواب صدريارجنگ ( هند ) كه شرح آن در مجلهء اورينتل كالج لاهور ( ج 6 فرورى 1935 م ) نوشته شده است « 1 » .
4 - نسخهء بسيار خوب و خوشخط پخته نستعليق كه در كتبخانهء برلن موجود است نمبر 645 و بارى يك فلم آن زير نظر نويسندهء سطور بود . اين نسخه در حيات مؤلف به خط ويسى هروى « 2 » كه شاعر و نستعليقنويس ماهر عصر خود بود
هامش
( 1 ) - پرشن لتريچر ، ج 2 ص 802 طبع لندن .
( 2 ) - از ملاحظهء نسخهء برلن ثابت مىآيد كه ويسى در هر دو خط نسخ و نستعليق استاد بود ، وى به شاعرى و خطاطى شهرت داشت و كاتبى تخلص مىكرد ، و كتب زيادى را به خط خوب نوشته كه تاكنون نسخ آن ديده مىشود ، ويسى از هرات بسياحت بلاد برآمد ، و با ساغرى شاعر معاصر به زيارت كعبه مشرف شد ، و در شهر مكه بسال 974 ه نسخهء نفحات الانس مولانا جامى را براى شفائى شاعر معاصرش كتابت كرد ، كه اكنون اين نسخه در موزهء هرات است .
وى ديوان اشعار فارسى داشت و نوائى در مجالس النفائس گويد : اشعارش بد نيست ولى خيلى ساده و گول بود و جاى تعجب است كه با وجود سادگى چگونه شعر خوب گفته و ديوان هم دارد . گويند ويسى و ساغرى با جامى عزم سفر كعبه كردند ، ولى بعد از آن بهانه پيش آوردند . ويسى گفت : درازگوش ( الاغ ) ندارم . امير شيخم سهيلى درينباره گفت :ويسى و ساغرى بعزم حرم * گشته بودند هر دوشان سفرى
ليك از آن راه هر دو واماندند * آن يك از بىخرى ، و اين ز خرى( افغانستان در عصر تيموريان هند بحوالهء خزينهء گنج الهى خطى )
ويسى مدتها مجاور حرم ماند ، و هنگامى كه شهزاده كامران بن بابر در آنجا از جهان رفت تاريخ وفاتش را چنين گفت :شه كامران خسرو نامدار * كه در سلطنت سر بكيوان رساند
مجاور شد اندر حرم چند سال * به كلى دل از قيد عالم رهاند
به حج رفت و چون وقت او در رسيد * در احرام جان را به جانان فشاند
بگفت ار بپرسند تاريخ ما : * بگو شاه مرحوم در مكه ماند( 11 ذيحجه 664 ه ص 77 مذكر )
علاوه برين يك غزل ويسى در آخر نسخهء خطى مذكر به خط خودش نوشته شد كه مطلع آن چنين است :مدام چهرهام از خون ديده رنگين است * گلى كه چيدهام از باغ عاشقى اينست