بآهنگى عجب بر دست مطربزاده بىهوشم * كه از حيرت سراپا همچو نى گه چشم و گه گوشم
* * *
در بيابان ژاله كار سنگ طفلان مىكند * در ازل شد قسمت ديوانه از هر باب سنگ
مخفى نماند كه مدت پنجاه سالست كه ناموس سخنگويى بر گردن دارم و اوراق كتب و دواوين چون روز و شب مىشمارم ، امّا هنوز سررشتهء مضبوط گويى چنانچه بايد بدست نيفتاده و نبض سخنشناسى دست نداده ، با اين همه خيال سخنگويى از سر نمىرود ، و گوش سخن فهمى غير اين حرف نمىشنود ، ناچار پارهيى از اشعار خود هم داخل نموده نام خود را پايين نام عزيزان نوشته ، با آنكه به اين رتبه هم نبودهام ، امّيد از بزرگان فن و صاحبان سخن آنست كه اين تقصير را به آب عفو بشويند ، و در حق اين عاصى جز جزاه اللّه خير الجزاء نگويند .
مصنفات و مؤلفات اين عاصى اينست : كليات اشعار و غيره در نظم و نثر قريب سى هزار بيت ، فرهنگ سراج اللّغه در بيان لغات قديمهء فارسيّه قريب چهل هزار لغت ، چراغ هدايت در لغات و مصطلحات متأخرين قريب پنج هزار لغت ، نوادر الالفاظ در بيان لغات هنديّه كه فارسى و عربى آن غير مشهور بود قريب پنجاه هزار لغت « 1 » ، شرح گلستان كه در اوان طفلى نوشته بود مسمّى به خيابان قريب سههزار بيت ، شرح سكندرنامه قريب شش هزار بيت ، شرح قصائد عرفى قريب چهار هزار بيت ، نسخهء داد سخن شرح محاكمهء منير كه بر اعتراضات شيدا بر قصيدهء قدسى نموده قريب سههزار بيت ، نسخهء سراج منير اجوبهء اعتراضات منير بر چهار شاعر عرفى و غيره قريب دو هزار بيت ، نسخهء سراج وهّاج ، شرح محاكمهء شعرا كه در حلّ بيت حافظ شيراز مباحثه
هامش
( 1 ) - پنجاه هزار غلط كاتبست ، ظاهرا هزار يا پنج هزار صوابست . نسخهيى از آن در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ضميمهء مجموعهء شمارهء 2426 موجودست ، ر ك : فهرست مركزى ج 9 ص 1079 .