تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
نموده ، سه‌هزار بيت ، رسالهء موهبت عظمى در فن معانى به زبان پارسى بطريق مفتاح و تلخيص قريب دو هزار بيت ، رسالهء عطيّه كبرى در فن معانى بيان به زبان پارسى بطريق مذكور قريب يك‌هزار و پانصد بيت ، رسالهء تنبيه الغافلين مشتمل بر اعتراضات بر اشعار شيخ على حزين قريب سه‌هزار بيت ، تذكرة الشعراء اكثر متقدم و متأخر شعرا كه عبارتست از همين كتاب ، و اين هم اگر باتمام رسد بفضل الهى قريب چهل هزار بيت خواهد بود » « 1 » انتهى كلامه . مؤلف گويد : امام سخنوران سراج الدّين عليخان نمك بزم گفتگو يعنى آرزو عزيز صاحب كمال و شاعر شيرين مقال بوسعت مشرب موصوف ، بىساخته و بىتعيّن كسى بود ، اخلاق حميده و صفات ستوده داشت ، در كتابدانى و اصطلاحات و لغات بىنظير ، گويا درين وقت به جهان‌آباد ملك‌الشعراى عصر خود بود ، اكثر اشعار او ناخن بدل مىزند ، هرچند بعض اعزّهء سخن فهم منكر زبان اويند ، ليكن شعر انتخابى او اگر جمع كرده شود ، ديوانى مىشود سراپا مؤثر و پردرد ، و بمعانى بلند و بمضمون تازه خيلى ميل داشت . فقير بعد رفتن نادر شاه بحسب اتفاق به جهان‌آباد وارد شدم ، اوّل وهله به او برخوردم ، و خطّ شاه آفرين مرحوم كه حوالهء احقر فرموده بودند رسانيدم ، بگرمى بسيار پيش آمد ، و مىگفت كه من معتقد باخلاص فلانيم ، يعنى فقير كه در جهان‌آباد با وجود جمعى از شعرا اول همين به من ملاقات كرد ، از آن باز صحبت برآر شد ، و هرگاه از لاهور به جهان‌آباد مىآمد ، ديد و داديد با هم و آمد و رفت بسيار مىشد . در آن ايام جواب ديوان فغانى در پيش داشت ، فقير هم گاهى غزل در تتبّع آن مىگفتم ، بسيار محظوظ مىشد ، و ديوان خود را بخدمتش بردم كه به نظر تعمّق و تأمّل مطالعه نموده از حسن و قبحش آگاهى بايد بخشيد ، اول خود امتناع نمود ، آخر نگاه داشت و بعد دو ماه فرستاد ، آنچه بخاطرش رسيد بر آن نوشت ، اكثر آن از راه سهو و فراموشى مرقوم
هامش
( 1 ) - بقيهء آثار منظوم و منثور آرزو در فهرستهاى اشپرنگر و بانكىپور مسطورست ، و ازين جمله تنبيه الغافلين ، و چراغ هدايت ، و شرح گلستان ، و شرح سكندرنامه ، و موهبت عظمى ، و عطيهء كبرى ، و شرح گل كشتى مير نجات بطبع رسيده است .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 164 | أحمد گلچين معانى