حاكم لاهورى 31 بيت از اشعار خان آرزو را از مجمع النفائس آورده و 14 بيت از خارج بر آن افزوده است . از مجموع آنها ابيات ذيل انتخاب شد :
چه نادان مردمند اين بتپرستان * ز خود عاجزترى را مىپرستند
* * *
ذكر تو سرمهايست كه خاموشى آورد * ياد تو داروييست كه بيهوشى آورد « 1 »
* * *
گرد خجالتى برخم جاودانه ماند * كز سجدهام غبار بر آن آستانه ماند
* * *
نمىبينم بزندان عناصر روى آسايش * چو جان از كلفت اين جسم خاكى زنده در گورم
* * *
گره به كار تو اى آسمان نمىافتد * دو روز غنچهء طبعم اگر شكفته شود
* * *
آن روز كه بردند دلم را با سيرى * معلوم نگرديد بدست چه كس افتاد
* * *
من زادهء درد دلم و پيشهء من غم * چون اشك مپرس از حسب و از نسب من
* * *
بيمن عشق تو مقبول عالمى شدهام * كدام دل كه درو جاى آرزوى تو نيست
هامش
( 1 ) - عدهيى از شعرا اين غزل را ساختهاند و مطلع خواجه آصفى از همه بهترست :چندان ميش دهيد كه بيهوشى آورد * باشد كه ياد ما بفراموشى آورد .