و از آنجا بدار الخلافهء آگره ، تذكرهء خود را كه عارف الآثار نام نهاده در دارالخلافهء آگره نوشته ، و بعد از مدتى كه در هندوستان بوده بصوبهء دكن آمده ، در بندگى اين سپهسالار ( - ميرزا عبد الرحيم خانخانان ) بسر مىبرده ، و از انشاء و شعر و خط به قدر وقوفى داشته و اين قصيده كه ثبت مىشود در تعريف و توصيف رزم اين سپهسالار با سهيل حبشى كه در دكن روى داده و از مصافهاى مشهور اين نامدارست ، و خود در آن مصاف در ركاب عالى اين كامگار بوده گفته ، و گلشن اشعار نام مثنوى در بحر شاهنامه در مدح اين سپهسالار بنظم آورده كه اين بيت از آنجاست :
در آن خانه از صورت بىروان * چراغى برافروخت از نور جان
و تصنيف ديگر كرده كه مجمع الفضلاء نام كرده و آن نيز مبنى بر مدح اين نامدارست ، و خود از جملهء مداحان اوست ، و اين اشعار در مدح اين سپهسالار از آن سخنورست » .
بعضى از آن ابيات اينست :
چون رو نمود ظلّ خور از آسمان فتح * پرواز كرد باز ظفر ز آشتيان فتح
عبد الرحيم خان خوانين روزگار * كاملا نموده مدحت او خطبهخوان فتح
از غرّهء رجب بدوم روز پيشتر * افروخت مهچههاى ظفر اردوان فتح
بگذشته بود از سنهء هجرت رسول * بعد هزار ، پنج درين خاكدان فتح
شد منهزم سپاه سهيل سياهبخت * از ضرب تيغ تيز خديو جهان فتح
گوش رضا بنظم بقائى بنه كه خواند * در خطبهء خلافت تو ترجمان فتح
ر ك : مآثر رحيمى ، ج 3 ص 1465 - 1471 »