تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
هم آنچه كرده ابى نصر خود بفتح هرات * كدام يك ز دبيران كامران كردست بكلك وراى دوام و بقاى نام ملك * هميشه تا كه بماند زمان ضمان كردست بسى نشيب و فراز زمانه ديده و باز * بكنج عزلت چون بلبل آشيان كردست بكنج فقر درون باز همتش گويى * همىنشيمن بر فرق فرقدان كردست نه بهر مدح كسى عرض خويش داده بباد * نه پيش تخت كسى پشت خود كمان كردست اگر مديح شه و خاندان شه كردست * ز بهر نام نكو نى بطمع نان كردست زر يك بستر و بالينش مرزو است و رواست * اگر كسى لقبش مير و مرزبان كردست گرش بگاه جوانى نبوده بخت جوان * كنون جهانش به پيرانه‌سر جوان كردست بيك نظر كه برو برفگند سايهء شاه * فلك بسرش بر از ماه سايبان كردست يمين دولت مسعود كز سعادت و فر * جهان و دولت را چون روضهء جنان كردست
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 153 | أحمد گلچين معانى