« بتا متاب سيهمشك بر سپيد پرند » * كه گفته بو نصر آن جايگه بيان كردست
به كار بو نصر او اين خطا نكرده و بس * كه بس خطاها در كار ديگران كردست
اگر كتاب عروضى و بيهقى خواندست * چرا دو اسكافى را يكى گمان كردست
سپس بمجمع ثانى كه ز اهل عصر بود * بسا توانا شعرا كه ناتوان كردست
در آن كتاب نوشتست نام شيبانى * ولى غلطها در اصل خاندان كردست
چنو حكيم خردمند اين غلط نكند * كه اين غلطها يك خام قلبتان كردست
بخلد با دروانش از آن حسود بخشم * كه نام او بغلط در جهان روان كردست
كى است بو نصر آن كايزد از بنى شيبان * ورا بدين گله شاعران شبان كردست
سخنشناس و سخندان و شعرگوى و فصيح * كجا بدين هنرش گيتى امتحان كردست
بفارس آمدهاند از عرب نياكانش * چنان كجا بمقالات شرح آن كردست
همان بزرگ نيايش امير رزم حسين * امارت قم و كاشان و اصفهان كردست
بسى فتوح كه در روزگار شاه شهيد * برزم ياغى در جنگ تركمان كردست
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص١٥٠