و مجددا همان دو قطعه را كه يكى در مدح امير خراسان است و يكى در صفت نبيد ، در حرف راء ذيل نام ابو المؤيد رونقى بخارى درج كرده است ، ( برگ 257 ) ؛ و رضا قلى خان هدايت در ذيل ابو المؤيد بلخى دو قطعهء مذكور را كه از رونقى بخارى بوده ، بقلم آورده ( 1 / 81 ) ، ولى قطعهء اصلى ابو المؤيد بلخى را ترك كرده ، و در حرف راء هم مطلقا متعرض نام رونقى بخارى نشده است .
درين كتاب بزرگ اشتباهات تاريخى بخصوص در مورد وفيات بسيارست ، و مؤلف تمام تواريخ غلطى را كه در رياض العارفين آورده بوده ، در مجمع الفصحاء تكرار كرده است .
بعضى از اشتباهات او واقعا عجيب است ، چنان كه مىبينيم سام ميرزا صفوى پسر شاه اسماعيل را پسر شاهطهماسب نوشته است ، و سلطان مصطفى ميرزا بن شاهطهماسب را پسرزادهء شاهطهماسب ، ( ج 1 ص 31 ) ، و ترجمهء بشّار مرغزى را با بشار بن برد در هم آميخته ( 1 / 171 ) ، و در آغاز مجلد دوم اهلى ترشيزى را آهى ترشيزى نوشته ، و اختيار الدّين على روزبه شيبانى معاصر سلطان سنجر را به « اختيار الدّين على ابى نصر شيبانى » تغيير داده ، و در شمار اشعار او ابياتى از يك قصيدهء ابو نصر فتح اللّه شيبانى شاعر معاصر خود بمطلع ذيل ثبت كرده است :
بتا متاب سيهزلف بر سپيد پرند * بدين فسون نتوانى مرا كشيد به بند
( ج 1 ص 86 )
از متوسطين شعرا بيش از شصت و هفت شاعر ذكر نكرده ، و از متأخرين بجز معدودى بقلم نياورده ، كليم كاشانى و صائب تبريزى و سرمد كاشى و مهرى عرب جبل عاملى و وحيد قزوينى را در عداد متوسطين قرار داده ، و اشراق اصفهانى و حزين لاهيجى و داعى انجدانى و ضميرى اصفهانى را در شمار معاصرين ، و در ذيل نام صائب تبريزى و ضميرى اصفهانى عين عبارت آتشكده را با نظر انتقادى مؤلف آن بعنوان نظر شخصى خود مسطور داشته است .
مجمع الفصحاء در دو مجلد بزرگ بقطع رحلى با فهرست اسامى شعرا در آغاز ،