تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
ديگر دو دندان معيوب و لق‌شدهء او را از دهانش بيرون كشيده است ، و اين كار به‌هيچ‌وجه با داشتن دستگاه حجّامى و دندان‌كشى ملازمه ندارد . البتّه گاهى ازين اشتباهات به انسان دست مىدهد ، و تنها ذات خداوند از اشتباه برى است . از جمله بخاطر دارم كه مصحح ديوان حكيم سوزنى ازين مصراع :
« به‌سلامت نجهى ور پسر سلمانى »
استنباط كرده بود كه پدر سوزنى سلمانى بوده و سر مىتراشيده ( ر ك : مقدمهء ديوان سوزنى ) و حال آنكه حكيم سوزنى چند جا خود را از نژاد سلمان خوانده ، كه از آن جمله است :
بزهد سلمان اندر رسان مرا ملكا * چو يافتم ز پدر كز نژاد سلمانم

نظر انتقادى :

اگرچه تراجم مجمع الخواص غالبا مختصرست ، ولى چون مؤلف آن اهل مجامله و مداهنه نبوده و از تعارفات و زياده‌گوييها دورى جسته است ، مختصر او از مفصل ديگران بهترست و بيشتر مطلب قابل استفاده دارد . با اين همه گاهى بسبب پاره‌يى اغراض نفسانى كه خواه ناخواه دامنگير انسانى است ، دست از بىطرفى كشيده و در حق بعضى از اكابر شعرا مطالبى ناروا نوشته كه از آن جمله است شيخ ابو الفيض فيضى ، و ترجمهء وى را چنين بقلم آورده است : « شيخ ابو الفيض فيضى برادر شيخ ابو الفضل است ، كه از افاضل ولايت هند و بلكه مقرّب الحضرة جلال الدّين اكبر پادشاه مىباشد . تخلصش فيضى است ، و اشعار خود را خيلى مىپسندد و بسبك خود مىبالد . گويا حريفان عراقى كه در اطرافش هستند ، از عظمت و هيبت او نمىتوانند در شعرش مداخله كنند ، زيرا اشعار عجيبى از ديوانش انتخاب نموده و به عراق فرستاده بود ، بيتهاى ذيل از همانها انتخاب شد » . و پس از نقل هفت بيت از اشعار فيضى كه در انتخاب آنها نظر داشته ، مىنويسد كه : « تمام ابياتش چنين است . العاقل يكفيه الاشارة » ( ص 52 - 53 ) . و منشأ اين ناحق‌گويى دربارهء ملك‌الشعرا فيضى كه سرآمد شعراى عصر