تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
مهر جهان‌فروزى و در منزل منى * دورى اگر ز ديده ولى در دل منى
* * *
خوردند نارسيده حريفان شراب تو * هم خود بگو چگونه نباشم كباب تو خواهى كه از دريچهء دلها درون شوى * بگذار تا بلند شود آفتاب تو
* * *
در عشق تو اى از مى خودكامى مست * در گوشهء بيغمى نشستم پيوست ازبس‌كه گزيدم سرانگشت دريغ * كوتاه شد از دامن امّيدم دست
* * *
در معركهء عشق كه شورانگيزست * پرهيز كه شمشير محبت تيزست چون تو غم سر خورى چه كارست ترا * جايى كه سر بريده دستاويزست
اين داستان از شاهنامهء اوست كه در مدح شاه‌عباس گفته :
شب ديوچهر از دم تيغ مهر * چو بگريخت در تنگناى سپهر بفرمود خورشيد انجم سپاه * شهنشاه جمجاه عباس شاه كه گردان از آن داورى بهره‌مند * شوند از سپر همچو مه هاله‌بند ز چاچى كمانهاى طيّار گوش * برآرند از چرخ چاچى خروش سر زلف خوبان بالابلند * گذارند و گيرند پيچان كمند بقد بتان ميل كمتر كنند * سنانها به خون عدو تر كنند نگيرند دست نگاران شنگ * كنند آستينها به خون لاله رنگ ز گرز و سپر تا نگردند شاد * نيارند از نرگس و گل به ياد