تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
دنيا چه كار . آخر رقعه‌يى طولانى در باب تشريف آوردن نوشت ، و اين بيت شاه‌آفرين كه در قصيده‌يى از قصايد در آن ايام تازه مشق كرده بود ، در آن مرقوم نمود :
پژمرده‌ايم بىتو بفرياد ما برس * از باغ ما دريغ مدار اى بهار پاى
شاه مذكور بعد مطالعهء رقعه ، بخانهء خان واله رفته چند ساعت صحبت داشتند . بار ديگر كه دعوت كرده بود و فقير نيز محرك شده بود ، فرمود همراه من بيا . فقير در آن ايّام هواى ديگر در سر داشت قبول نكرد . بعد از آن خان مذكور بدار الخلافه رسيده بوساطت روشن الدوله و بموجب نوشتهء برهان الملك ملازمت فردوس آرامگاه محمد شاه پادشاه كرد ، و بمنصب چهارهزارى سرافراز گرديد ، و ميرتوزك دوم شد . بعد از آن در عهد احمد شاه شش‌هزارى و بخطاب خان زمان بهادر ظفر جنگ مخاطب گرديد ، و ايّام سلطنت عالمگير ثانى كه از اوده براى اصلاح كارهاى صوبه‌دارى شجاع الدوله پسر صفدر جنگ به دهلى رفت ، به اعانت عماد الملك وزير به منصب هفت هزارى سر افتخار بفلك اقتدار رسانيد ، و فقير در هنگامى كه صفدر جنگ از احمد شاه پسر محمد شاه آزرده شد و بيرون شهر خيمه زده با عماد الملك جنگ بميان آمد ، بوساطت خواجه محمد يحيى خان خرد تخلص كه احوال او خواهد آمد ان‌شاءاللّه تعالى ، در خانهء نواب اعزاز - الدوله مير يحيى خان بهادر خلف نواب زكريّا خان بهادر كه از مدّتى به لباس فقيرانه مىگذراند ، ملاقات به نواب معزّى اليه كرده ، بعد از آن مكرّر بخانه‌اش رسيده به گرم - جوشى بسيار برمىخورد . چون نوّاب صفدر جنگ بعد صلح از حضور به صوبهء خود عازم شد ، اكثر در راه اتفاق ديدن نواب واله مىشد ، اشعار خود بسيار مىخواند . گاه مىشد كه از اول شام تا نصف شب گرم غزل‌خوانى مىبود . روز به روز اخلاص استحكام مىپذيرفت ، چنانچه بعد فوت صفدر جنگ فقير را به جدّ تمام از شجاع الدوله متعيّن كرده همراه خود به دهلى آورد ، و قريب يك‌هزار روپيه مدد خرج براى فقير مقرر كرد كه مصحوب مولوى محمود كشميرى كه از مقربّان او و اخلاصمند فقير بود بفرستند ، ليكن بسبب بعضى امور قبول نكردم . اين معنى باعث مزيد اخلاص گرديد . بعد رسيدن به جهان‌آباد عهد و پيمانى كه با فقير بسته بود ( از تندمزاجى كه داشت كار