اسامى صاحبان تراجم در فهرست ايوانف - كرزن ، ص 63 - 28 ، مندرجست ،
ترجمهء مؤلف :
عبد الحكيم حاكم لاهورى مؤلف تذكرهء مردم ديده نخست شرححالى را كه سراج الدّين عليخان آرزو از واله در تذكرهء مجمع النفائس نوشته است نقل كرده و بدنبال آن اطلاعات و معلومات شخصى خود را آورده ، و روىهمرفته دقيقترين شرححاليست كه از واله بقلم دو تن از معاصرانش نوشته شده است :
« واله على قلى خان بهادر خان آرزو گويد كه : « عليقلى خان بهادر واله تخلص از اولاد حضرت عباس عمّ پيغمبر است ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در سلطنت كفرهء چنگيزيّه يكى از اجدادش به داغستان وارد مىشود ، مردم آنجا كه الحال تمام شوافعاند ، او را جا داده بحكومت برگرفتند ، تا آنكه نوبت سلطنت به سلاطين صفويّه رسيد ، و چون داغستان سرحد ايران است ، در ميان پادشاهان ايران و داغستان هميشه نزاع بوده ، پس ناچار يكى از سلاطين صفويّه بيكى از شمخالان داغستان پيغام كرد كه فرزندى را از خود بفرستد تا او را پسرانه تربيت كرده آيد ، لهذا يكى از آباى خان مذكور به ايران آمده به والاپايهء امارت رسيد ، و داغستان چنان ملكى است كه قهرمان ايران نادر شاه با آنكه تمام مملكت ايران و توران و اكثر از روم را بيك عنان گردش به خاك سياه برابر كرد ، با وجود يساق سهساله ، خوب از عهدهء داغستان برنيامد ، بههرحال خان مذكور از لزگىزادههاى ديار ايران است .
عموى او فتحعلى خان در عهد سلطان حسين ميرزاى صفوى اعتماد الدوله و وزير - الممالك كلّ ايران ، و والدش محمد عليخان بيگلربيگى ايروان كه سرحدّ روم است بودند .
بعد از عزل نمودن و قيد كردن اين دو شخص ، مملكت مذكور محشر فتنه و آشوب گشت ، تا رسيد كارش بجايى كه رسيد ؛ و خان مذكور بعد فوت پدر طفل بود