كه در كجا بوديد ؟ عرض مىكنند كه بر بام ديوانخانه بديدن عطارد مشغول بوديم .
پدر عالىقدر مىپرسد كه ميسّر شد يا نه ؟ عرض مىكنند كه ديديم ، و چون مشهورست كه در وقت ديدن عطارد هركس جميع بندهاى ملبوس خود را بگشايد ، و آن رباعى مشهور عربى را بخواند ( ؟ ) البتّه گنجى از مال يا گنجى از علم بدست آن شخص خواهد آمد ، لهذا ميرزا طاهر بعنوان خوشطبعى مىپرسد كه بندهاى خود را وا كرديد ؟
مىگويند بلى ، مىپرسد كه بند ازار را هم ؟ مير نجات مىگويد كه آن را در وقت ديدن مشترى وا خواهند كرد . به ميرزا طاهر و اهل مجلس انبساط تمام روى مىدهد ، و ازين مقوله سخنهاى او بسيارست كه ذكر آنها موجب طول كلام مىگردد . خلاصه مير نجات مرحوم در سلك منشيان عظام شهنشاه ايران يعنى شاه سليمان مغفور منسلك بود ، و در آن فن كمال مهارت داشت . امّا در شاعرى آنچه مردم به او گمان دارند نبود ، بلكه مىتوان گفت كه خون مذمّت شعر بد بعد از زلالى خوانسارى و ميرزا جلال اسير و شوكت بخارايى در گردن مير نجات مرحوم است ، چه زلالى و ميرزا جلال را در بعضى اشعار راه بوادى مهملات افتاده ، به اعتقاد خود اين روش را نزاكتگويى دانسته ، و حال آنكه از فرط بىمايگى درين وادى پى غلط كرده از منزل مقصود دور افتادهاند . از عهدهء روش نزاكتبندى [ فقط ] ملا ظهورى ترشيزى بقوّت طبع و زورمايه برآمده ، و هركس تتبع او كند البتّه كارش به مهملگويى مىانجامد .
اما مير نجات مرحوم ماوراى روش آنها طرز تازهيى اختراع كرده است كه پسنديدهء طبع عوام شده ، يعنى تابع روزمرّهء اجامره و اوباش و بازاريان گرديده ، بطريق گفتگوى ايشان بناى شاعرى را گذاشته است ، و چون اكثر خلق از دريافت دقايق مراتب سخنورى محروم ، و دست فكرتشان از دامن عرائس حجلهء فصاحت و بلاغت كوتاهست ، و بدانچه مطابق سليقه و موافق طبعشان اتفاق افتاده باشد راغب مىباشند ، لهذا بروش او رغبت تمام پيدا شده ، اكثر به همان طرز مايل گرديده اگر موزون باشند تتبع آن مىنمايند ، و الّا به خواندن و شنيدن اين قسم قناعت مىكنند ، و برخى ديگر از شعراى زمان ما مثل آقا رضاى اميد كه مخاطب به قزلباش خان بود ، و جمعى ديگر
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 655
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٥٥