نازك مهمليهاى طرز زلالى و اسير را علاوهء طرز مير نجات نموده كوس مزخرفات بر بام فضيحت مىنوازند ، و اگر احيانا كسى خواهد كه درينباب سخنى كه خلاف رويّه و اعتقاد ايشان باشد بگويد ، بالطبع آزرده شده بلكه دم از خصومت مىزنند ، ربّنا احكم بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الحاكمين .
چون بحسب اتفاق سررشتهء سخن به اينجا كشيد ، اگرچه خارج از سياق تحريرست ، به جهت اثبات مدّعا و وضوح مطلب ضرور شد كه از اشعار جماعت مذكوره چند بيتى بعنوان نمونه درين صفحه قلمى نمايد ، تا اگر كسى را در آن سخنى باشد حجّتش نماند » .
و بدنبال اين مبحث مزخرفات آن جماعت را براى اثبات مدعاى خويش بقلم آورده است .
واله از مثنويات مشهور چيزى انتخاب نكرده و از شعراى بدشعر قرن دوازدهم هند نيز شرححالى بقلم نياورده و دربارهء هر دو مورد چنين مىنويسد : « . . . و نيز جمعى كه اشعار خوب از ايشان به نظر نرسيد ، به جهت اختصار كتاب ترك ذكر ايشان كرد ، و در ذكر معاصرين خصوصا شعراى هندوستان به قليلى اكتفا نمود ، چه اكثر افكار اين جماعت مزخرف و لا طائل است ، و غرض راقم حروف در تسويد اين اوراق اينست كه به قدر مقدور اشعار بلند و افكار ارجمند فراهم آيد ، نه اينكه جمعى كثير از موزونان را ذكر نمايد ، و از جنس شعر درين تذكره بانتخاب غزل و قصيده و قطعه و رباعى اكتفا نمود ، و متوجه بانتخاب مثنويات مشهوره نگرديد ، چه اگر از شاهنامهء فردوسى و خمسهء شيخ نظامى و سبعهء مولوى جامى و مثنوى حضرت مولوى رومى قدس سرّه و غير ذلك انتخابى مىكرد ، قريب بيست هزار بيت برين تذكره مىافزود ، و از فرط تطويل كمتر كسى را رغبت به خواندن و نوشتن مىشد ، و اگر چند بيت از هر مثنوى برعايت اختصار مىنگاشت ، بيننده را توهم اين مىرفت كه شايد به اعتقاد مؤلف اشعار بلند درين مثنوى همينقدر بوده ، پس اولى و انسب همين ديد كه تعرّض بذكر مثنويات ننمايد مگر
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 656
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٥٦