نسيم هندى شوريدهحال و شيرين مقال بوده .
ملا نشاطى نام شاعرى بوده است .
و در روضة الفاء ترجمهء شعراى فخرى تخلص را چنين ذكر كرده است :
فخرى بغدادى راست .
فخرى ديگرى بوده كه اين دو بيت او راست .
فخرى ديگرى بوده كه صاحب اين رباعيست .
مولانا فخرى كاشفى ولد مولانا حسين واعظ سبزوارى است « 1 » .
فخرى بنارسى از شعراى هندوستان بوده باقسام سخن قادر .
مولانا فخرى از شعراى هندوستان بوده باقسام سخن قادر .
مولانا فخرى از سخنوران مملكت هندوستان بوده و صاحب ديوانست ، غالبا كه همان فخرى اول است » و اشعارى كه در ذيل نام آخرين فخرى درج كرده از سلطان محمد فخرى بن اميرى هروى صاحب لطايفنامه و جواهر العجائب و روضة السلاطين است كه هر سه تذكره است و ذكر آنها در كتاب حاضر آمده است « 2 » .
ولى با اين همه سهلانگارى و بىدقتى در تراجم شعراى سلف ، از آنجا كه واله از شعراى خوب و خوشقريحت و شعرشناس و نكتهسنج بوده ، بطور كلى اشعار را خوب انتخاب كرده است ، مگر آنكه شاعرى اصلا شعر خوب نداشته ، و درينمورد لازم مىداند كه اظهارنظر وى را در نقد اشعار و طرز گفتار دو دسته از شعرا كه در ذيل نام بابا فغانى و مير نجات اصفهانى آمده است عينا نقل كند :
1 - بابا فغانى شيرازى : « . . . باباى مغفور مجتهد فن تازهايست كه پيش از وى
هامش
( 1 ) - پسر كاشفى نامش على و لقبش فخر الدّين و تخلص او در شعر « صفى » بوده است .
( 2 ) - در ذيل ترجمهء مير شمس الدّين فقير دهلوى بپاس دوستى و اينكه ديوان واله را ترتيب داده و ماجراى عشق و ناكامى او و دختر عمش خديجه سلطان را بنظم آورده بود ، دو رساله از تاليفات او را كه يكى بنام وافيه در علم عروض و قافيه است و ديگرى موسوم به خلاصة البديع در صنايع و بدائع شعرى ، درج كرده است ، كه مربوط به كار تذكرهنويسى نيست .