احدى به آن روش شعر نگفته ، پايهء سخنورى را بجايى رسانيده كه عنقاى انديشه به پيرامون او نمىتواند پريد ، اكثر استادان زمان مثل مولانا وحشى يزدى و مولانا نظيرى نيشابورى و مولانا ضميرى اصفهانى و خواجه حسين ثنائى و مولانا عرفى شيرازى و حكيم شفائى اصفهانى و حكيم ركناى مسيح كاشى و مولانا محتشم و غيرهم متتبّع و مقلّد و شاگرد و خوشهچين خرمن طرز و روش اويند ، تا به ميرزا صايب رسيد ، ميرزاى مغفور كه شاگرد حكيم ركنا و حكيم شفائى است ، تغيير شيوه داده ، در طرز خود مجتهد و امام آن فن شده ، چنانچه الحال شعراى زمان ما اكثر متتبع طرز ميرزا صايب شدهاند ، با آنكه در عهد ما ناطقى كه بنطق او يكلحظه توان گوش داد به نظر نمىآيد ، مگر شيخ محمد على حزين لاهيجى و مير شمس الدّين فقير دهلوى حفظهما اللّه ، و ميرزا جعفر راهب اصفهانى سلّمه اللّه و بس ، و از مدار روزگار غدار توقع آن نيست كه بعد ازين هم كسى را بعرصه بياورد ، و اگر آورد بسيار عجب است .
راقم حروف تا ديوان بابا فغانى را نديدم ، و تعمّق در آن ننمودم ، شعر نفهميدم ، و تا پى بروش او نبردم ، شعر نتوانستم گفت ، اگرچه حق آنست كه اكنون هم شعر نمىفهمم و نمىتوانم گفت ، ليكن اينقدر هست كه اگر فىالجمله موزون از ناموزون توانم فرق كرد ، به يمن فيض ديوان باباى مرحوم است ، خلاصه آنكه اشعار خوب بابا بسيارست ، بقدرى از آن اكتفا مىنمايد كه مثل است : مشتى باشد نمونه از خروارى » .
2 - مير نجات اصفهانى : « مير نجات ، اسم وى عبد العالى است . از سادات رفيع - الدرجات حسينى بوده ، در حسن خلق و وسعت مشرب و صفاى طينت نظير نداشته ، تمام مردم از امرا و فضلا و عموم اعاظم و اعزّه به اقصى الغاية در پاس حرمت و عزّت وى مىكوشيدهاند و مجالس و محافل خود را بوجود ذىجودش زيب و زينت مىبخشيدهاند .
در سخنسنجى و نادرهگويى يگانهء آفاق ، و در خوشصحبتى و كوچكدلى در عالم طاق بوده . لطيفههاى نمكين و نقلهاى شيرين از وى بر زبانهاست . از جمله روزى در خانهء ميرزا طاهر وحيد الزمان وزير اعظم مهمان بوده ، وقت شام پسرهاى ميرزا طاهر كه عديم اللّحيه و صاحب جمال بودند ، بمجلس پدر درمىآيند . ميرزا طاهر از ايشان مىپرسد
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 654
مساهمون: أحمد گلچين معانى
ص٦٥٤