رشحات سحاب از سيد محمد سحاب اصفهانى در 1221 ق
هدايت در مقدمهء مجمع الفصحاء جزو مآخذ خود ازين كتاب نام برده و در ترجمهء سحاب مىنويسد : تذكرهء رشحات سحاب بنام نامى و اسم سامى صاحبقرانى نگاشته » .
« مجمع الفصحاء ، ج 2 ص 207 »
فاضلخان گروسى در انجمن خاقان ذيل سحاب نوشته است : به ترتيب و تأليف تذكرهيى مشغول بود ، بانجام نيامده روز عمرش بشام رسيد و ايام مهلت بانجام آمد » و ظاهرا يا اشتباه كرده است يا غرضورزى .
فتحعلى خان صباى كاشى قصيدهيى دارد كه متضمن مدح خاقانست و ستايش سحاب و تعريف و توصيف تذكرهء او با مادهء تاريخ اتمام آنكه در ديوان صبا چاپ طهران ( ص 261 - 263 ) مندرجست ، و ابياتى كه در باب تذكره سروده شده اينست :
خواست تا در زمانه بگذارد * از تصاريف گردش مه و سال
كرد تأليف نغز تذكرهيى * از عنايات ايزد متعال
همچو درياى ژرفى و مشحون * همچو طبع مؤلفش به لآل
هست هر صفحهيى ازانكه بود * نقش در آن بدائع اشكال :
حجرهء هندوان شيرينلب * حجلهء شاهدان مشكين خال
هندوانى همه لطيف بدن * شاهدانى همه بديع جمال
شعراى بزرگوار در آن * همه از لطف در جواب و سؤال
كام هم را دهند شيرينى * از عبارات عذب و شهد مقال
نه ز ديدار هم شوند ملول * نه ز گفتار هم برند ملال
گشته معشوق همدم عاشق * اندر آن انجمن چو بدر و هلال
گه كند اين به آن شكايت هجر * گه دهد اين به آن نويد وصال