تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
دل بود و اشعارش زيور محفل ، قطرات سحاب كلكش درارى گرانبها و فروغ اختر فكرتش غيرت شعرى لآل عمان خاطرش چون لولىوشان راحت جانست ، و فكرتش چون صحبت آزادگان شادى روان ، در مراتب نظم و نثر از پدر خجسته‌سير همانا برتر ، بلى اگرچه راح ريحانى از اعناب بستانيست ، ولى شراب انگورى را چه نسبت ، و لؤلؤ پرآب را با آب عمان چه مرابطت ، هرچه بينى از بخشش بخشاينده‌ايست بىمنت كه در كارش چون‌وچرا نيست ، و انگشت عيب بر فعلش سزانى ، بارى شاعريست بلندمقدار ، و سخندانى شريف آثار ، در زمرهء معاصرين از اكثر برتر ، و در نظم و نثر با نصيبى اوفر ، در تعزيهء سيد الشهداء كتابى مسمّى به روضة البكاء « 1 » مرتب ساخته ، به نظر نرسيده ، گويند خوب نوشته ، ديوانش ملاحظه شد ، منتخب اشعارش كه در آن ديوان بود نگاشته آمد ، در سنهء هزار دويست « 2 » بدرود زندگانى و بسراى باقى از جهان فانى رخت كشيد » . « تذكرهء دلگشا » ازوست
روزى كه يكى شيفته يابد بكمندش * آرام نگيرد دل ديوانه‌پسندش گر شيفتگى زين دل ديوانه نياموخت * بر پاى چرا بند نهد زلف بلندش آهست كه بر حسرت من سرزند از سنگ * هرگه كه شرارى جهد از نعل سمندش آمد بسرم تيغ جفا بر كف و ترسم * كاهل غرض از مردنم آگاه كنندش
هامش
( 1 ) - ديگران نام اين كتاب را سحاب البكاء ( ؟ ) نوشته‌اند . ( 2 ) - بقيهء تاريخ را كاتب نسخه نانويس گذاره است و تاريخ صحيح فوت سحاب بضبط انجمن‌آراى اختر گرجى بسال هزار و دويست و بيست و دو است .
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 638 | أحمد گلچين معانى