تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 639

مساهمون:

ص٦٣٩
ناصح بنگاهيست چنان شيفته كامروز * عشاق زبان باز گشادند ببندش اينست اگر كوتهى دست اميدم * هرگز نرسد بر ثمر نخل بلندش اينست سحاب از اثر عدل شهنشاه * شايد كه كند مايل دلهاى نژندش جمشيد زمان فتحعلى شاه كه آمد * شير فلك آهوى ضعيفى بكمندش
* * *
خوش آنكه چشم تو گاهى به من نگاهى داشت * نداشت گاهى اگر التفات گاهى داشت گذشت اينكه دل آن نگار سنگين دل * حذر ز ناله‌يى انديشه‌اى ز آهى داشت عجب نبود كه او بگذرد ز جرم دلم * بجز گناه محبت اگر گناهى داشت شدم هلاك غم او و بدگمانى بين * كه از محبت من يار اشتباهى داشت مراست دل به تو مفتون و هر دل ار بدلى * نداشت راه به من خصمى تو راهى داشت
* * *
دانى كه شوخ خوش‌سخن خوش‌كلام ما * حرفى كه ناورد به زبان چيست ، نام ما حاصل شود به نيم نگاه تو كام ما * اى لطف ناتمام تو عيش تمام ما
تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 639 | أحمد گلچين معانى