تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ تذكره هاى فارسى ( فارسي ) — صفحة 635

مساهمون:

ص٦٣٥
آتشكدهء فنا خاكستر گرديد ، راقم حروف اين غزل را در تمام ديوانش انتخاب نموده : غزل
كنم ز ساده‌دلى بند ديده مژگان را * بمشت خس نتوان بست راه طوفان را جگرفشان شده‌ام باز ، جاى آن دارد * كه لاله‌زار كنم دامن و گريبان را هميشه زلف ترا اضطراب در كارست * چگونه جمع كند خاطر پريشان را شبى خيال تو آمد بخواب و آسوديم * دگر ز هم نگشاديم چشم گريان را برهمن از تو سخن بىدليل مىخواهم * كه اعتبار نباشد دليل و برهان را »
« مرآة الخيال ، ص 139 - 140 » گويى فقط عرفاى شاعر و شعراى عارف را مىسزد كه در عين مسلمانى دم از بتكده و دير و صنم‌پرستى و زنّاربندى زنند ، و اگر شاعر هندوى عارفى برهمن تخلص در مقطع غزلى دم از كعبه زد ، و با مناسبات لفظى و معنوى بيت را چنان ادا كرد كه بديوانى برابر بود ، بايد بناروا او را تخطئه كرد ، و در حقش چنين ظلمى روا داشت ، زهى خودخواهى و خهى بىانصافى ! آثار ديگر وى عبارتست از : منشآت برهمن ، چهارچمن ، گلدستهء عشق ، تحفة الانوار ، نگارنامه ، تحفة الفصحا ، مجمع الفقراء ، نادر النكات يا سؤال و جواب بابالعل با داراشكوه در باب تصوف هند ، ديوان اشعار .