شرح حال شعرا از عهد اكبر تا عهد خود كه در هند آمده و يا در آنجا اقامت داشتند ترتيب داده ، در ترجمهء هر شاعريگان بيت يا رباعى ازو ياد مىكند ، در آغاز رساله بعضى از شعراى ايران و توران كه به هند نيامدهاند هم مذكورست .
اين رساله در كتابخانهء پروفسور آذر لاهورى است ، نسخهيى كه در دست منست سيزده ورق است با تقطيع 9 * 5 و سطور مختلف كه بيشتر سطور در اكثر صفحات خطش شكستهآميز و كج مىباشد ، تاريخ ندارد ليكن چنين مىنمايد كه در قرن يازده هجرى نوشته شده .
مؤلف اين اثر را بنام رساله ياد كرده نام ديگرى ندارد » .
رك ، « مجلهء كابل شمارهء سنبلهء 1317 شمسى ، مقالهء تاريخ تذكرهها ، فقرهء 64 » .
ترجمهء مؤلف :
« چندربهان برهمن از خاك لاهور پذيراى سرشت گرديده ، در دار الامن صلح كل آرميده ، بسيار پسنديده وضع و خوشاختلاط واقع شده ، صنمپرست بتخانهء سخنست ، و جاروبكش آستانهء اين والافن ، طبعش رساست و فكرش اوجگرا ، خط شكسته را درست مىنويسد ، و به زبان قلم نستعليق حرف مىزند ، و در آيين نثر و انشاپردازى پيروى ابو الفضل مىكند ، و بهنگام خواندن اشعار روان ، آب از چشمهاى او روان مىشود ، سخن را به چشم تر آب مىدهد ، و دايم مژهء تر مىدارد ، و دم از درد طلب مىزند ، اگرچه به ظاهر زنّار بندست ، اما سر از كفر برمىتابد ، و هرچند به صورت هندوست ، اما در معنى در اسلام مىزند ، و چون شعر خود در كمال سادگى و بىتكلّفى مىزيد ، زبان قلمش بسيار خوشسخن است ، و طبعش بغايت ماهر درين فن ، در آغاز حال بامير عبد الكريم مير عمارت لاهور بود پس از آن با دستور پاكروان افضل خان بسر مىبرد ، اكنون داخل بندگان درگاه آسمان جا هست و اين ابيات ازوست :