حرف بجا ز كس نشنيدم در اهل هند * غير از كسى كه گفت بمطرب بجابجا
* * *
بغيبت هركه حق آشنايى را نگهدارد * الهى هركجا باشد ، خدا باشد نگهدارش
* * *
شكوهء هجر ز غم گشته فراموش مرا * غنچهسان تنگدلى ساخته خاموش مرا
قطرهء شبنمى از برگ گل آويخته بود * جوش زد گريه به ياد دُر آن گوش مرا
كاستم همچو هلال از غم دل روز به روز * كه از آن ماه شبى پر شود آغوش مرا »
« نقل ترجمه و اشعار باختصار از دفتر چهارم سفينهء خوشگو ، ص 59 - 63 » .
رسالهء برهمن تأليف چندربهان برهمن اكبرآبادى در نيمهء دوم قرن يازدهم
تذكرهايست مختصر از شعراى عهد اكبر تا معاصران مؤلف ، و عبد اللّه خان قارى ملكالشعراى افغانستان در معرفى آن چنين نوشته است :
« رسالهء چندربهان برهمن - شرح حال مؤلف در نشتر سخن ( در ذيل برهمن ) و فهرست ريو صفحهء 397 بتفصيل ذكرست ، تذكرهايست از شعراى هندى و پارسى - گوى ، شاهجهان او را در 1048 به خدمت وقعهنويسى حضور مقرر فرمود ، مدتى در خدمت داراشكوه نيز بوده و در سنهء 1073 ه وفات كرده ، برهمن رسالهء مختصرى در