حال و اشعارش نگارش مىيابد در تاريخ فوت او گويد :
خسروى شهزادهء والاگهر باقر كه بود * نظم و نثرش در روانى غيرت ماء معين
زان سپس كاندر جهان بگذاشت بهر يادگار * يك محيط از نظم و نثر خود پر از درّ ثمين
جان او شد جانب جانآفرين زين دامگاه * عالمى گشتند اندر ماتمش اندوهگين
بىتأمل گفت مجدى بهر سال رحلتش * شد روان پاك باقر جانب جانآفرين
از وى ده نفر اولاد پسر و دختر باقيست .
آثار وى ازاينقرار است :
نخست - ديباى خسروى در شرح حال ادباى عرب و سير شاعرى در دورهء قبل از اسلام و بعد از اسلام در دو جلد كه قريب سى هزار بيت مىشود ، و گمان مىرود كتابى به اين خوبى به فارسى در احوال ادباى عرب نوشته نشده باشد ، ولى تاكنون اقدام بطبع آن نشده .
دوم - رمان شمس و طغرا و مارى و نيسى و طغرل و هماى كه وقايع زمان اتابكان فارس مخصوصا آبش خاتون را شرح داده ، و با دقتى كامل آثار قديمهء فارس و حوادث قرن هفتم هجرى را به لباس افسانه بيان مىكند ، اين كتاب در رجب 1335 نوشته شده و سال بعد بهمت مرحوم معتضد الدوله در كرمانشاه چاپ شده است .
سيم - رمانى در شرح احوال حسينقلى خان جهانسوز ، شاه قاجار ، كه به زبان افسانه طلوع سلطنت اين سلسله را شرح مىدهد ، چاپ نشده .
چهارم - رسالهء تشريح العلل در علل و زحافات عروض كه با زبان ساده اين علم مشكل را بيان مىكند .
پنجم - اقبالنامه كه باب اولش مخصوص احوال خاندان غفارى و نسب مرحوم